تبليغاتX
گوشه
خانه | آرشيو | پست الکترونيک
f fr f/

در گام نخست بايد اذعان كرد كه مطلب  ارايه شده از نظر ساختار،  اصول و تكنيك هاي  گزارش نويسي جزو معدود كارهاي قابل قبول در حوزه ي نوشتار مطبوعاتي شهرستان بود . خاصه آن كه آمار ، اطلاعات ،  نام ها و تاريخ هاي دقيق ارايه شده گوياي تحقيق و جستجوي وسيع و پي گير نويسنده ي مطلب بود كه از شم خبرنگارانه ي او برمي خاست .  از سوي ديگر نقد و گفتمان نقادي همواره در جامعه ي ما به مثابه ي راه رفتن بر لبه ي تيغ بوده است چرا كه ما ايرانيان اساسن نقادي را خوب ياد نگرفته ايم و به جاي بررسي كليت يك ابژه ، تنها به نقاط ضعف و نكات منفي آن مي پردازيم . به طور كلي فرهنگ سپاس و تشويق در جامعه ي ما اندكي كمرنگ است و بيشتر بر روي روش هاي بازدارنده و تنبيهي استوار شده است . همه ي اين ها به علاوه ي خوي استبدادي و منش تك گويي  ما كه از ديرباز با فرهنگ مان عجين شده باعث شده است  كه هر گونه نقد را به تهاجم تعبير كنيم و فارغ از پذيرش واقعيات  در برابر آن شمشير بر مي داريم و به نفي و انكار مي پردازيم .

اما از ديد ديگر ي اگر بخواهيم به مساله بپردازيم  ، بايد گفت  كه ما با گفت و گو و مكالمه ميانه ي چنداني نداريم و به سختي حضور ديگران را درك مي كنيم و همين گونه است كه با و جود اين همه نيروهاي نخبه و كارشناس و با داشتن ساختارهاي تعهد آوري همچون دين و مذهب ، نقايص مان دير به سامان مي رسد يا اصلن نمي رسد .

البته در مورد گزارش مذكور بايد اذعان كرد كه ظاهرن نويسنده همان گونه كه در ابتدا و انتهاي مطلب ذكر كرده بود قصد تخريب يا تاريك نمايي نداشته و نفس بيان اين مطالب به دليل اهميت حياتي كه در بر دارد  حساسيت برانگيز است . ضمن اين كه وظيفه ي خبرنگار انعكاس رويداد ها و واقعيات و خبر رساني است و  اساسن  ساختار ” گزارش “ به عنوان يك ژانر نوشتاري – ادبي ايجاب مي كند كه پيرامون مساله ي خاصي گزاره هاي خبري ارايه شود به طوري كه واقعيت را در بي پيرايه ترين و بي تفسيرترين حالت به حضور مخاطب برساند كه اين مساله تا حدودي در گزارش مذكور برآورده شده بود . گمان نمي كنم كه برشمردن نكات مثبت و منفي يا ارايه ي بيلان كاري در قالب گزارش ، كاري فني و اصولي باشد . يعني گزارش گر موظف نيست تمام ابعاد يك موضوع را بررسي كند بلكه مي تواند از ديدگاهي خاص به مساله بنگرد . بررسي و پاسخ دادن به اين مطالب كار ساير اصحاب رسانه و  قلم به دستان و احتمالن افراد ذينفع است و شايد از همين رو بود كه از سويي به دليل مقتضاي حرفه يي و از سوي ديگر به دليل تعلق خاطري كه به قلم و نوشتن دارم احساس كردم بد نيست تا از ديدگاهي خودي تر و نزديك تر به مسايل مطروحه بپردازم .   

حرفه ي پزشكي به دليل اهميت حياتي آن همواره در طول تاريخ و در همه ي فرهنگ ها ارج و قرب بالايي داشته است . لازمه ي پزشكي تحصيل دانش و تجربه ي گسترده ، زمان مند و فراوان است كه اين خود نيز عمومن به  پالايش روان و ذهن پزشك منجر مي شده است .  در گذشته پزشكان علاوه بر رشته و حرفه ي خود در زمينه هاي متعدد ديگر ي از جمله  داروشناسي ، نجوم ، فلسفه و  عرفان ، شعر و ادبيات ، شيمي و ... تبحر داشته اند و لقب حكيم مي گرفته اند . بارزترين نمونه هاي آن ها پورسينا ، خوارزمي ، زكرياي رازي و ... هستند . اما امروزه متاسفانه به دلايل مختلفي ازجمله ساختار آموزشي كاملن آكادميك و غير قابل انعطاف ، پيچيده گي ها و مشكلات زنده گي در دنياي مدرن و ...  اين امكان از پزشكان سلب شده است هر چند هنوز داريم پزشكاني كه در بسياري از زمينه ها انسان هايي آگاه  و صاحب نظر هستند .

به هر صورت پزشك به دليل نقش كليدي كه در بازگرداندن سلامت و تعادل انسان ها مي تواند داشته باشد جاي گاه بلندي در ذهن و روان مردم و ساختار جامعه دارد .  نياز اكثريت مردم به درمان و درمان گر و تخصصي بودن اين مساله باعث شده كه خواه نا خواه حرفه ي پزشكي صاحب نوعي اقتدار گردد . مشاغل و حرفه هاي بسياري را مي توان نام برد كه از اين گونه اقتدار و پدرسالاري برخوردار هستند . البته اين جايگاه ها بسته به زمان و فرهنگ جوامع مختلف ، متغير هستند ؛ براي مثال در دهه هاي گذشته معلمي يكي از مشاغل صاحب اقتدار بوده است ولي به دلايل مختلف ازجمله افزوده شدن مداوم بر حجم اطلاعات و دانش ها و گسترش نسبي سواد و البته مسايل اقتصادي و مسايل بسيار ديگري كه ريشه در مديريت نيروي انساني دارد  ، اندكي از اقتدار بلامنازع معلمي كاسته شده است . بديهي است پرداختن به حرفه يي كه جايگاه با اهميتي دارد ، حساسيت هاي زيادي بر مي انگيزد . خصوصن در مورد حرفه ي پزشكي و پزشكان كه مردم با اميد بهبود و بازيافت سلامتي به سوي آنان مي روند ، حساسيت ها بيشتر است . پزشكي ، داروسازي و مشاغل مرتبط از معدود مشاغلي است كه پس از كسب دانش و مهارت هاي فراوان ، شخص بايد تعهداتي را در قبال انسان ها ، جامعه و حرفه ي خويش بپذيرد و در پيشگاه خداوند و كتاب مقدس سوگند ياد كند . اين ها همه مي تواند زمينه ساز اعتماد بيمار به پزشك شود تا آن جايي كه پزشك مي تواند و بايد محرم بيمار باشد و اساسن يكي از شرط هاي موثر بودن درمان همين پذيرش و اعتماد است كه منجر به همكاري و تمكين بيمار مي گردد . البته تمكين بيمار باز هم بار تعهد و مسووليت پزشك را سنگين مي كند چرا كه بيماران مانند طفلي هستند كه در برابر پزشك ، به تمامي از سازو كار بيماري شان نا آگاه مي باشند و تنها خواسته شان از پزشك ، بهبود و سلامت است و در اين مسير حاضر هستند هر كاري بكند . با بيان اين كليت آشكار شد  كه پرداختن به مباحث و مسايل مرتبط با اين حرفه چه قدر حساس است و بايد تا چه اندازه دقيق و ظريف باشد چرا كه اگر بيان پاره يي مسايل منجر به سلب آرامش روان مردم و جامعه گردد و اعتماد بيمار به پزشك را زايل كند در واقع سلامت جامعه زايل خواهد شد و موجي از اضطراب و ناامني بر پا خواهد شد كه علاوه بر ايجاد مانع در مسير درمان بيماري ها ، خود نيز مي تواند باعث بروز و ظهور بيماري هاي ديگري شود . اما تمام اين ها را بر شمردم تا به اين جا برسم كه همه ي اين ها نبايد مانعي باشد در برابر نقد و پرسش گري منصفانه . چرا كه بايد باور كنيم انتقاد و بيان نارسايي ها مي تواند منجر به رفع آن گردد و برعكس ، كتمان اين واقعيت ها مي تواند زمينه ساز انحراف و فساد و آسيب هاي بزرگ تر گردد.

واقعيت اين است كه پزشك فردي از افراد همين جامعه است و كاملن قابل انتظار است كه تمام خوي خصلت هاي  اجتماعي در وجود او نيز ديده شود . كشور ما با تمام دشواري ها و مسايل داخلي و خارجي در مسير توسعه گام نهاده است و در اين مسير با مشكلات و مصايبي دست به گريبان است كه مردم و مسوولان ما به خوبي اين كاستي ها را مي شناسند . بسياري از اين مسايل از گذشته هاي دور در تار و پود جامعه ي ايراني وجود داشته و بديهي است كه رفع آن نيز زمان و نيروي بسياري مي طلبد. پزشك ما فردي نيست كه با تواني خارق العاده و استثنايي از دنيايي خارج از اين جا پا به اين جامعه گذاشته باشد بلكه در همين بافت و فضا ، با تمام امكان ها و محدوديت هاي آن  رشد و بالنده گي مي يابد و مشكلات  و موهبت هاي اجتماعي و محيطي را هم چون ديگران و چه بسا عميق تر و دقيق تر مشاهده و لمس مي كند ؛ چرا كه لازمه ي كار او جزيي نگري و ظرافت و  دقت نظر است . آفت ها و مشكلاتي مانند بوروكراسي و موانع پر پيچ و خم اداري ، عدم توزيع متعادل ثروت و امكانات ، ضعف اخلاقيات ، گرايش به ظواهر زنده گي و ... كه تنها چند نمونه از دشواري هاي شناخته شده ي اجتماعي است ، پزشكان و گروه هاي پزشكي را نيز تحت تاثير قرار مي دهد و خاطر آنان را مشوش مي كند .  اين اضطراب ها به صورت روزانه و مداوم وجود دارند و باعث فرسايش ذهن و روان و حتا جسم افراد مي شوند . حال تصور كنيد پزشكي كه خود دچار بيماري است و از شناخت يا درمان بيماري يا عدم تعادل روحي و جسمي خويش ناتوان است ، چه گونه مي تواند به درمان ديگران بپردازد . تحقيقات نشان داده اند مسووليت هاي سنگين اين حرفه ها باعث  وارد شدن استرس هاي شغلي فراواني مي شود تا آن جا كه اين مشاغل را جزو مشاغل سخت بايد دسته بندي كرد . مساله اين است كه خطا ها و اشتباهات حرفه يي هميشه و همه جا وجود دارند و باز در جوامع توسعه نيافته و دنياي سومي بسيار بيشتر هستند . كافيست چشم باز كنيم و وارد اجتماع شويم تا ناهنجاري ها و عدم تعادل را در همه ي سطوح مشاهده كنيم . در يادداشت كوتاهي كه دو شماره قبل در باب مرگ نوشته بودم بخشي از مطلب سهون چاپ نشده بود ( كه اين نيز يكي از همان خطاها ي بسيار است )  در آن مطلب بحث بر سر اين بود كه گاهي يك ناهنجاري يا خطاي كاملن نا مرتبط و بعيد از زنده گي ما ، مثلن اشتباه يك جوشكار در لوله گذاري گاز – خطاي يك كارگر خط توليد كارخانه ي اتومبيل سازي – بي دقتي مسوول انبار غله – خطاي مامور بسته بندي صنايع غذايي – بي توجهي نظافت چي يك بيمارستان يا يك خطاي پزشكي  مي تواند باعث ساقط شدن حيات انساني ديگر در جغرافيايي دور بشود و اين جاست كه بي معنايي مرگ و پوچي تمام رويا ها و آرزوها و نيازهاو زنده گي انسان خودنمايي مي كند . شخصن بيمار جوان سي و چند ساله يي مي شناسم كه بر اثر يك خطاي پزشكي در هنگام عمل جراحي در يكي از شهرهاي مجاور بعد از يك سال و نيم درمان ناموفق با داروهاي آنتي بيوتيك ، اخيرن پاي خود را از دست داد چرا كه عفونت به حدي رسيده بود كه چاره يي جز قطع آن نديدند . بيمار ديگري  مي شناختم كه با تهيه ي مكرر داروهاي فلورازپام و ترامادول در مقياس بالا و سو، مصرف آن به همراه مواد مخدر، جان خود را از دست داد . چند روز قبل بيماري با يك اگزماي پوستي مراجعه كرده بود در حالي كه پزشك هفت قلم دارو از پنج خط درماني برايش تجويز كرده بود .  بله مساله اين جاست كه در همه جا خطا وجود دارد اما خطاهاي پزشكي به لحاظ اهميت حياتي شان حتا اگر معدود باشند بسيار بزرگ به نظر مي رسند . اين در حالي است كه اصولن اصطلاح ” خطاي پزشكي ‍“ يك امر پذيرفته شده در دنياست و چيز عجيب و غريب و لامحالي نيست ؛ حتا شركت هاي بيمه گر بيمه هاي ويژه يي تحت عنوان ”بيمه ي مسووليت پزشك“ براي آن در نظر گرفته اند . با همه ي پيشرفت پزشكي و ظهور تكنولوژي و مهندسي پزشكي و اختراع ابزار و دستگاه هاي تشخيصي مدرن ، هنوز عامل انساني ( پزشك ) اصلي ترين رل را در چرخه ي درمان بازي مي كند . ” تشخيص “ مهمترين مرحله در درمان بيماري است و هنوز تشخيص بسياري از بيماري ها بر پايه ي مشاهدات عيني و علايم و نشانه هاي بيماري  است و از آن جا كه انسان دور از خطا نيست بسيار محتمل است كه در مسير درمان خطايي صورت بگيرد . حال تصور كنيد اگر پزشك يا داروساز يا يكي از اعضاي تيم پزشكي به هر دليلي خودش داراي مشغوليات ذهني و فشارهاي ناشي از زنده گي باشد ، طبيعتن نمي تواند به طور ايده آل وظيفه ي خود را به انجام برساند . يك پزشك در طول عمر حرفه يي خود بيماران بي شماري را درمان مي كند و بسياري از ناهنجاري ها و عدم تعادل ها را به سامان مي آورد ، اما اگر همين پزشك در يك مورد دچار خطا گردد ، اين خطا بسيار برجسته و حاد به نظر خواهد رسيد و متاسفانه اين يكي از دشواري هاي حرفه ي پزشكي است . در گزارش ياد شده سخن از پيش كسوتان پزشكي  به ميان آمده بود . به راستي تلاش هاي كساني مثل دكتر داوودي – دكتر قاسمي – دكتر روحاني حايري و .. .كه در بدترين شرايط بهداشتي و در زماني كه حتا اين شهر از نظر آب آشاميدني بهداشتي دچار مشكل بوده ، سال ها عمر خود را وقف خدمت به مردم كرده اند ، برشمردني و قابل سنجش است ؟ اگر پزشكي مانند دكتر روحاني كه بيش از نيم قرن به درمان بيماران مشغول بوده و جان چند صد هزار نفر را از درد و رنج و مرگ رهانده اند ،  بر فرض مثال ( اين مثال را با اتكا به ظرفيت بالاي شخص ايشان و بر اين مبنا بيان مي كنم كه در واقع دكتر روحاني سمبل پزشك در شهر ما هستند . در اين مثل جاي مناقشه نيست و اميدوارم از اين بابت جسارت مرا ببخشايند ) در يك يا چند مورد معدود به دليل ضعف امكانات يا بسياري عوامل محيطي و محدوديت هاي ديگر نتوانند وظيفه خود را به جاي آورند ، آيا اين قصور هاي محدود در برابر آن همه جان فشاني و از خودگذشته گي قابل قياس است و بايد ناديده گرفته شود ؟ واقعيت اين است كه در حال حاضر پزشكان و گروه هاي پزشكي به واسطه ي تعهدات اخلاقي و حرفه يي خود سالم تر از بسياري از گروه هاي شغلي ديگر كار مي كنند و حتا اگر از پزشك انتظار معجزه هم داشته باشيم دليل نمي شود كه به استناد چند مورد خطا اصل و اساس اين حرفه و تلاش هاي ارزش مند آن ها زير سوال برود كه البته خوشبختانه اين چنين هم نيست .   

اعضاي گروه هاي پزشكي بهترين سال هاي عمر خود را صرف مطالعه و يادگيري دانش مربوطه مي كنند و بر روي آن متمركز مي شوند  . در بعضي رشته ها ( مانند پزشكي ) دوره ي بسيار طولاني تحصيل و كارآموزي ها و كارورزي ها ي بي وقفه ي  بسيار در بيمارستان ها باعث مي شود شخص دچار خسته گي و حتا افسرده گي گردد . سنگيني و وسعت مطالب در رشته هايي مانند داروسازي و بيوشيمي (‌آزمايشگاه ) به حد بالايي است . دانش آموخته گان اين رشته ها تمام اين دشواري ها را تحمل مي كنند و در پايان با قلبي آكنده از عشق و تعهد به همنوعان خويش سوگند ياد مي كنند تا آن چه در توان دارند به انجام رسانند ،  اما عملن وقتي در لباس حرفه يي وارد جامعه مي شوند با دشواري هاي بسياري روبه رو مي شوند كه به مرور باعث فرسايش و خسته گي ذهن و روان مي شود . از سويي به آن اندازه يي كه پزشكان مسووليت حرفه يي بر عهده مي گيرند ،  از سوي نهادهاي مرتبط حمايت نمي شوند و اين نيز خود يكي از عوامل سختي كار است . مسايل مالي نيز بخشي از تضمين هاي حرفه يي است كه به هيچ عنوان تناسبي با ميزان تخصص ، تعهد ، مسووليت و طول دوره ي دانش آموخته گي ندارد . در يك منبع آماري خواندم كه دستمزد گروه هاي پزشكي در ايران به نسبت كشورهايي همچون سوريه – بنگلادش – پاكستان – عراق – هند و ... حدود يك چهارم است . حق فني داروساز (در ازاي ارايه راهنمايي ها و اطلاعات دارويي و تنظيم دوزاژ و بررسي نسخه ها ) در كشور ما از هزينه ي يك تزريق ساده پايين تر است ! حقوق و مزاياي پرستاران در برابر كار شبانه روزي دشوارشان به هيچ وجه تناسب ندارد .اين ها همه از يك طرف و مسايل جدي و بغرنجي مانند كيفيت نامطلوب داروها – فرهنگ نادرست مصرف دارو – پاسخگو نبودن سازمان هاي بيمه گر و ... نيز هر روز به عنوان تهديدها و استرس هاي شغلي ، اين گروه شغلي را در معرض آسيب قرار مي دهد .

اساسن مردم ما علاقه ي زيادي به مصرف دارو و آن هم به صورت خودسرانه دارند . يكي از شاهان قاجار در بيان طنزآميزي گفته بود كه ما نيازي به آوردن پزشك از بلاد غرب نداريم چرا كه در كشور ما به تعداد افراد ، پزشك وجود دارد  و ما عملن همين مساله را به وضوح مشاهده مي كنيم . عقيده ي عمومي بر اين است كه هر چه پزشك داروي بيشتر و قويتري تجويز كند باعث سرعت در بهبود مي شود .سرانه ي مصرف داروي ايران چيزي در حدود سرانه ي مصرف دارو در كشور هند( با جمعيت ميلياردي ) است . بنا به آمار اعلام شده از سوي شركت داروسازي اكسير ميزان فروش تنها يك قلم داروي كپسول آموكسي سيلين در سال 85 مبلغ هشتاد ميليارد تومان بوده است . ميزان استاندارد جهاني تعداد اقلام دارويي تجويز شده در هر نسخه 2/1 است كه اين رقم در كشور ما حدود 8/4 است . به كرات مشاهده كرده ام كه حتا افراد تحصيل كرده به طور خودسرانه و بدون تجويز پزشك و بي توجه به هشدار هاي داروساز  ، براي دريافت دارويي پافشاري مي كنند . تمام اين ها معضلاتي است كه عملكرد تيم سلامت و چرخه ي درمان را تهديد مي كنند و رفع آن نياز به آموزش زير بنايي و صرف هزينه دارد . چه گونه است كه در ارتباط با فرهنگ ترافيك و مصرف سوخت مرتبن پيام ها و برنامه هاي آموزشي از رسانه ها در حال پخش است اما وزارت بهداشت و درمان در خصوص مساله يي تا اين حد مهم كه از يك سو با سلامت مردم و از سوي ديگر با سرمايه ي ملي در ارتباط است ، تا كنون اقدامي انجام نداده است؟!

يكي ديگر از مسايل بسيار مهمي كه جهان امروز درگير آن شده ، رويكرد جزيي نگرانه و تهاجمي نسبت به بيماري است . به طوري كه ملاحظه مي كنيم هر روز شيوه هاي تازه ي درمان و داروهاي جديدي به وجود مي آيند كه تمام اين ها عاري از عوارض ناخواسته نيست . همچنان كه پورسينا مي گويد دارو شفا مي دهد و جفا مي كند  . بايد به ياد داشته باشيم كه هجوم روزافزون داروها و مواد شيميايي به عرصه ي پزشكي  درست مانند آتش كه هم گرما دارد و هم دود ، يك سويه ي درمان گر و يك سويه ي تخريب گر دارد كه اساسن پديد آمدن اين داروها ي نوين تا حد زيادي با منافع اقتصادي كارخانه ها و كارتل هاي بزرگ دارويي جهان در ارتباط است  . پروفسور جرج ويتولكاس نابغه پزشكي عصر حاضر و برنده ي نوبل در طب آلترناتيو در سال 96 معتقد است سيستم ايمني و دفاعي و نيروي حياتي بدن انسان در عصر حاضر به دليل استفاده ي فزاينده از داروها و مواد شيميايي و رواج علامت-درماني و درمان هاي تهاجمي جزء نگر  ، دچار سركوب شديد شده به طوري كه عليرغم پيشرفت هاي ظاهري دانش پزشكي ، در هيچ زمان تا اين اندازه انسان در معرض آسيب هاي بيروني و دروني ضعيف و بي پناه نبوده است . البته شتاب و استرس هاي زنده گي مدرن – سموم و آفت ها – تشعشعات راديويي و مغناطيسي – استرس هاي ناشي از جنگ و كشتار و ... نيز در اين بحران بي سهم نبوده است . همه ي اين ها باعث شده تا بشر به اين نتيجه برسد كه طب جزيي نگر كنوني با همه ي ظاهر پرزرق و برق خود به تنهايي برآورنده نيست و شاهد روي آوري فزاينده ي مردم و متخصصان به طب هاي جايگزين مانند هاميوپاتي – طب سوزني – فشار درماني – ماساژدرماني و كاريو پراتيك – رايحه درماني ( آروماتراپي ) – موسيقي درماني – آب درماني ( هيدروتراپي ) و ... هستيم . سعي خواهم كرد در شماره هاي بعدي به نواقص طب رايج ( آلوپاتي) و معرفي شيوه هاي نوين پزشكي الترناتيو بپردازم .

 مساله ديگر عدم پاسخ گويي سازمان هاي بيمه گر است كه باعث نا امني رواني و بعضن انحراف از چرخه ي درمان منطقي مي شود . مايكل مور  كارگردان جنجالي امريكايي در فيلم مستندي به نام ”سيكو “ نظام بيمه يي كشورش را به چالش مي كشد و معضلات آن را به خوبي به نمايش مي گذارد و اتفاقن در رفع پاره يي از مسايل بسيار كارساز بود ، اما متاسفانه به دليل فقدان روحيه ي انتقاد پذيري در جامعه ي ما ، چنين جرياني شكل نمي گيرد .

مخلص كلام اين كه با درك مشكلات و محدوديت ها و دشواري مشاغل پزشكي اولن نبايد انتظار معجزه از ايشان داشته باشيم و دوم اين كه عزمي ملي در سطح مديريت هاي خرد وكلان بايد درجهت تكريم بيشتر پزشك و مشاغل پزشكي و رفع موانع درمان در تمام سطوح جامعه شكل گيرد . نكته ي بسيار مهم ديگر نيز اين است كه با نگاهي واقع بينانه خوب و بد ماجرا را در كنار هم ببينيم و به واسطه ي چند مورد نقيصه كل حرفه ي پزشكي و تلاش هاي ارزشمند گروه پزشكي را ناديده نگيريم . از سوي ديگر صاحبان اين حرفه و مديران و مسوولان محترم هم از انتقاد نهراسند و با آغوش باز به استقبال نقدهاي سازنده بروند و در برابر رويكردهاي آگاهانه و مسوولانه برافروخته نگردند و با تعصب به مقابله و انكار برنخيزند . در پايان از تلاش هاي شبانه روزي تمام اعضاي گروه هاي پزشكي تقدير مي كنم و – هرچند بلند پروازانه ودور از انتظار - آرزو مي كنم بشر به آن درجه از شعور و آگاهي برسد كه جهاني عاري از درد و رنج و سرشار از شادي و رهايي و آرامش داشته باشيم .

|+| نوشته شده توسط ابوالفضل حسینی در شنبه هفتم دی 1387 و ساعت 17:47 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar