| خانه | آرشيو | پست الکترونيک |
|
رفتار شناسي توالت
پس از اطمينان دانشمندان از كسب داده هاي قابل اتكا از طريق نگرش هاي جزيي نگرانه ي رفتارشناسي ، نگاه اين علم به ريزترين و جزيي ترين و كم اهميت ترين رفتار ها و كنش و واكنش هايي انسان نيز به عنوان روشي علمي و راه گشا ، جدي تلقي شده است . تا كنون راز هاي بسياري درباره ي جسم انسان بر ما آشكار شده و به كمك تكنولوژي رو به رشد در حوزه ي پزشكولوژي ، هر روز داده هاي تازه تري به دست مي آيد كه باعث مي شود نتايج قبلي مستحكم تر شده و يا نياز به باز انديشي و صورت بندي مجدد آن ها احساس مي شود . ذهن و روان انسان ساختار پيچيده و چند لايه يي دارد كه علي رغم نا شناخته بودن آن ، ريشه ي بسياري از رفتار ها و كنش و واكنش هاي آدميان را مي توان در روان و ذهن انسان جستجو كرد . فرويد و همكارانش ، يونگ ، لاكان و كساني كه پس از ايشان در همين را ه گام برداشته اند توانسته اند فرضيات و تئوري هاي مطرح و قابل دفاعي درباره ي ذهن و روان آگاه و ناخودآگاه پيش گذارند .اكنون با اين كه سال ها از طرح آن گذشته ، هنوز نمي توان به درستي درباره ي صحت يا نادرستي آن ها نظر قاطعي داد و در مواردي كه به خطا رفته اند دشوار بتوان بديل صحيحي براي مفروضات نادرست ايشان پيدا كرد . امروز رفتارشناسي دستي در مباحث و مفروضات قبلي دارد و چشمي در آزمايشگاه هاي علوم رفتاري و گاهي نيز با تحليل نتايج آماري و مطالعات ميداني سعي در تكميل داده هاي خود دارد. يكي از مهم ترين بخش هاي مورد مداقه ي دانش جديد ، غرايز و سايق ها است . دانشمندان با اطمينان از نقش كم رنگ يا پر رنگ ذهن و روان در تشكيل سايق ها و انگيزش ها ، بر اين باورند كه با شناخت انگيزش هاي انسان ، مي توان به شناخت نسبي ذهن و روان و ساز و كارهاي پردازش اطلاعات در مغز نيز دست يافت . آدم ها هنگام گرسنه گي چه مي كنند ؟ چه رفتار هايي براي جستجو و كسب غذا ، آب ، محبت ، حمايت و تامين در پيش مي گيرند ؟ كنش و واكنش و روابط آدميان بر اساس كسب منفعت است و نوعي عقلانيت در پس آن است يا صرفن رفتارهاي اتفاقي كه منجر به سودمندي شده اند ، شناسايي و تكرار مي شوند ؟ آيا هنگام بيدار شدن غريزه هايي هم چون خشم ، گرسنه گي ، ترس و ... رفتار انسان ها تنها از بعدي غريزي و حيواني سرچشمه مي گيرد يا اين كه نوعي خردمندي و انتخاب گري در آن ديده مي شود ؟ در اين مواقع نقش داده ها و اطلاعات كسب شده در طي روند هاي تجربه و يادگيري چيست ؟ بر پايه ي پرسش اخير توجه من به رفتار انسان ها در مكان هاي عمومي جلب شد . برخي معتقدند انسان به واسطه ي خصلت اجتماعي اش يك سري رفتار ها و بازي هاي معلوم و شناخته شده يي در اماكن عمومي از خود نشان مي دهد . از اين رو به سطح ديگري از رفتار غريزي يا نيمه غريزي آدميان توجه نمودم . حجم خون انسان حدود 5 ليتر است كه بخش اعظم آن را آب تشكيل مي دهد . حدود يك سوم وزن بدن را نيز آب تشكيل مي دهد كه از ارزش و اهميت ساختاري و بيولوژيك حيات بخشي برخوردار است . اين ميزان آب توسط سازو كارهاي دفاعي و ارگانيك بدن حفظ مي شود و حذف بخش اندكي از آن (به اندازه ي ده درصد ) باعث آسيب هاي جدي و جبران ناپذيري به جسم مي شود. روزانه بخشي از اين آب توسط مكانيسم هايي مانند تعريق و ادرار از بدن دفع مي شود كه باعث برقراري نظم طبيعي بدن و حفظ سلامت ارگان مي شود . كار تصفيه ي مايعات بدن بر عهده ي كليه هاست و مايعات بدن در نفرون هاي كليه ها تصفيه شده ، سموم – داروها و مواد زايد و غير ضروري محلول در آب را توسط ادرار دفع مي كند . اين بخش از مايعات در كيسه يي به نام مثانه ذخيره مي شود و زماني كه حجم آن به حد معيني مي رسد بر اثر فشار وارد بر جدار مثانه ، بخش از اعصاب وابران تحريك شده ، پيام را به مغز مي برند و در صورت نياز دستور تخليه ي مثانه توسط اعصاب وابران صادر مي شود .
پس عمل دفع ادرار و مدفوع در انسان داراي شناخت و آموزش به صورت ارادي و غير ارادي توامان است و منشايي كاملن غريزي دارد كه البته به جز موارد غير عادي و نادر نمي توان عنصر آگاهي و اراده را در طي اين فرايند ناديده گرفت . مي توان انتظار داشت كه در جريان عمل دفع ادرار نوع خاصي از رفتار انسان ها را مشاهده و رديابي كرد . به خصوص با ورود انسان به عرصه ي زندگي اجتماعي ، همگان در اصولي دروني و ناگفته ، ضوابط و آدابي را مي پذيرند كه ضامن بقاي جامعه و نظم اجتماعي است . پذيرش اين آداب و ضوابط مستلزم يادگيري و آموزش است بنابراين نحوه ي آموزش و بستر تربيتي انسان در نوع رفتاري كه در اين خصوص از خود نشان مي دهد ، تاثير به سزايي دارد . نوع نگاه جامعه به اين مقوله و معنايي كه نزد انسان ها دارد نيز در نوع و نحوه ي رفتارها تاثير دارد براي مثال ادرار و مدفوع چه به واسطه ي ارزش ضايعاتي زيستي آن و چه به واسطه ي نامطبوعيت ظاهري و معنايي آن ، در اكثر قريب به اتفاق فرهنگ هاي دنيا چيزي ناپسند و پست به شمار مي آيد . نكته ي ديگر موضع درگير با آن است كه( منطقه ي احليلي است ) . اصولن در بسياري از فرهنگ ها مسايل جنسي تابو يي به شمار مي آيد كه پرداختن به آن مستلزم رعايت اصول و آدابي خاص و بعضن برگذشتن از مرزهاي ممنوعه است و از آن جا كه محل دفع ادرار و مدفوع ، همان اندام جنسي انسان است قضيه كمي پيچيده تر مي شود . اين مساله باعث شده كه مساله ي دفع ، در معماري و شهرسازي فضاهاي خاصي متناسب با بافت فرهنگي جوامع به خود اختصاص دهد. حتا آداب رفتن به توالت نيز بسته به شرايط فرهنگي – اجتماعي متفاوت است . در بسياري از جوامع پيشرفته و توسعه يافته به دليل طرح برخي مباحث علوم انساني ، اموري مانند تجربه ي جنسي و دفع جزو ساختار طبيعي بدن انسان شناخته شده و به شمار مي آيند و شرم و عصبيت ناشي از ناشناخته بودن اين مقولات و يا موضع گيري هاي دفعي آيين ها و مذاهب نسبت به آن از ميان رفته است . به طوري كه مي دانيم در كشورهاي غربي چيزي به نام توالت هاي خياباني وجود دارد كه درست مانند عابربانك ها و ساير آيتم هاي تعريف شده در شهرسازي ، از تعريف مشخصي برخوردار است . در كشورهايي كه نگرش حرفه يي و پيشرفته يي به صنعت توريزم دارند ، توالت هاي عمومي به عنوان يكي از امكانات رفاهي به شمار مي روند و به منظور فراهمي رفاه و آسايش گردشگران ، توجه خاصي به هرچه زيبا تر و مجهز تر ساختن اين مكان ها مي شود ؛ اما به دليل نگاه انزجار آميز جوامعي مانند ايران به اين مقوله و پست شمردن عمل دفع و ضايعات دفعي بدن ، توالت هاي عمومي را هم مكان هايي كم اهميت و بي ارزش مي شماريم كه فقط ارزش كاربردي دارند و غالبن به همين كه در ابتدايي ترين سطح بتوانند حاجت ما را برآورده كنند ، بسنده مي كنيم . آموزه هاي ديني ما طهارت و پاكي را در تقابل با آلوده گي و نجاست قرار داده است و از اين رو نقطه ي مقابل پاكيزه گي ، آلوده گي به مفهوم پزشكواوژي آن نيست بلكه مراد از ناپاكي عدم رعايت اصول و تشريفات طهارت و پاكي ياد شده در تعليمات مذهبي است ، بنابراين توالت مفهومي خاص و داراي تشريفات ويژه يي گرديده است . فرد ديندار بايد علاوه بر زدودن آلوده گي ناشي از ضايعات دفعي بدن كه به دليل امكان وجود ميكرب ها و ارگانيسم هاي زنده ي بيماري زا ، احتمال ابتلا به بيماري هاي گوناگون را افزايش مي دهد ، مقرراتي خاص را رعايت كند تا خود را از نجاست و ناپاكي هم مبرا دارد و همواره طهارت داشته باشد . اين قضيه تا آن جا پيش مي رود كه در اكثر جاها توالت هاي عمومي علاوه بر نقش و كاركرد آشكارشان جايگاهي براي طهارت نيز هستند و به طوري كه مي بينيم عمومن در كنار توالت ها جايگاه هايي به نام وضوخانه و نماز خانه تعبيه شده است . گويا اين تشريفات ديني باعث شده تا آداب توالت ما اندكي متفاوت از ساير جوامع باشد و ظاهرن از همين جا مفهوم توالت فرنگي در برابر توالت هاي سنتي ما قرار مي گيرد . به دليل ناهمخواني استفاده از توالت هاي موسوم به فرنگي با آداب طهارت ديني ما ، اين گونه توالت ها چندان رواج و محبوبيتي ندارند چرا كه كار طهارت را اندكي دشوار مي نمايند . اين در حالي است كه به دليل فيزيك خاص فرد در هنگام دفع ادرار و مدفوع فشار بسيار زيادي بر مفاصل و استخوان ها وارد مي شود و شايد همين مساله به علاوه ي عدم رواج استفاده از مبل و صندلي در خانه ها و نشستن بر روي زمين در هنگام غذا خوردن و مهماني ، باعث شده كه مشكلات مفاصل و ساييدگي غضروف ها و انواع آرتروزهاي اندام تحتاني در جامعه ي ما از رواج بالايي برخوردار باشد . توصيه ي اكيد پزشكان و گروه هاي پزشكي به استفاده از توالت هاي فرنگي باعث شده است كه تعارض و تضاد فرهنگي خاصي پيش بيايد ، اما آن طور كه مشاهده مي كنيم در توالت هاي عمومي و هتل ها و رستوران ها و اماكن عمومي هنوز استفاده از توالت هاي سنتي رواج دارد و اين قضيه علاوه بر تهديد سلامت افراد باعث نوعي سردرگمي و تعارض فرهنگي شده است . يكي ديگر از مسايلي كه در خصوص توالت هاي عمومي بايد برشماريم ، ديوارنوشته هاي فراواني است كه در جاي جاي آن با مضامين مختلف سياسي و جنسي به وفور ديده مي شود . در جوامعي كه فضاي بسته تري دارند و افراد آزادانه نمي توانند مسايل و نيازهاي جنسي و آزادي هاي مورد نياز خود را تجربه كنند ، اين مسايل سركوب شده و به سطح پنهاني از روان منتقل مي شود و در عرصه هاي پنهان و خصوصي تري امكان بروز مي يابد . اساسن شايد مفهوم آرامش در هنگام عمل دفع ناشي از همين احساس آزادي نسبي و حقيري باشد كه انسان هاي اين گونه جوامع آن را در فضايي بسيار تنگ و محدود تجربه مي كنند . مفهومي مانند تالار انديشه شايد در جامعه يي مانند ما باب شده است چرا كه به دليل دشواري معيشت و سركوب هاي مختلفي كه در سطوح مختلف اجتماعي و فرهنگي نسبت به آزادي تفكر و انديشه و رفتارهاي جنسي اعمال مي شود ، فرد با حضور در توالت كه فضايي محصور و پوشيده و پنهان است ، فرصت مي يابد تا خود را آزاد و رها از تمام اين دشواري ها بيابد و احساس آرامش كند . فرد در فضاي محدود و تنگ توالت كه بازنمودي از محدوديت و انسداد جامعه است ، در حالي كه به ابتدايي ترين نياز هاي خويش برمي گردد و خصوصي ترين اندام خود را كه در فضاي خارج ، تابويي به شمار مي آيد عريان كرده و در نتيجه از طريق تمركز و دقت در بدن خود بيشتر از پيش با موجوديت و هستي انساني خود روبه رو مي شود و در مقام يك انسان ساير نياز هاي سركوب شده يا نشده ي خود را نيز به ياد مي آورد . اين يادآوري ممكن است با رويا و تخيلات يا افكار پراكنده و بريده بريده يي همراه باشد و گاهي نيز ممكن است خود را به صورت يك رفتار هنجار گريز يا هنجار ستيز نشان دهد براي مثال بازگو كردن نيازهاي جنسي يا دشنام هاي جنسي كه در حكم سرپيچي از هنجار جامعه است و يا در قالب جملاتي با درون مايه ي اعتراض هاي سياسي و يا دست آخر در قالب هزليات و ... . . اگر به ريشه ي كلمه ي مستراح رجوع كنيم به مفهوم راحتي و آسايش برمي خوريم كه نوع برخورد و تلقي ما از توالت را مي رساند . نكته ي جالبي كه يكي از شركت هاي ساخت و ساز اسپانيايي (كه در مناقصه ي ساخت توالت هاي عمومي شهري ايران برنده شده بود ) در طي تحقيقي به آن رسيده است ، مربوط به طرز نشستن ايرانيان بر روي سنگ توالت است . در اين حالت به اندام پايين تنه و از جمله شريان هاي پا فشار وارد مي آيد و با عث مي شود بخشي از حجم خون به قسمت بالاتنه و مغز منتقل شده و در نتيجه فعاليت مغز به دليل بهبود خون رساني به آن افزايش مي يابد و شايد دليل هجوم افكار و تخيلات و خاطرات به ذهن افراد همين باشد ؛ پس مي بينيم كه پر بيراه هم نگفته اند : تالار انديشه ! معمول بر اين است كه توالت هاي عمومي از فضاي راهرو مانندي تشكيل شده كه چند واحد در كنار هم و يا در دو طرف بنا به صورت روبه رو قرار مي گيرند . تعدد اين واحد ها در فضاي توالت عمومي باعث مي شود كه هم گام با غريزه و نياز فوتي و فوري به عمل دفع ، مساله ي انتخاب نيز به ميان كشيده مي شود . البته اين در مواردي است كه با ازدحام كاربران روبه رو نباشيم . افراد در موقعيت انتخاب ورود به هركدام از واحد هاي توالت عمومي ، معمولن به صورت ناخودآگاه يا نيمه آگاه – و گاهي آگاهانه - از قواعد و يا الگوهايي پيروي مي كنند كه خودشان به درستي و روشني از وجود آن ها آگاه نيستند . اين انتخاب بيشتر بر اساس نوع شخصيت و محيط تربيتي افراد شكل مي گيرد . براي مثال كساني هستند كه در موقعيت انتخاب ورود به توالت ، عمومن به واحد هايي كه در سمت چپ يا راست واقع شده اند ، تمايل مي يابند. برخي به اولين توالت ها وارد مي شوند ، برخي ديگر به آخرين توالت مي روند و بعضي ديگر يكي يكي واحد ها را بررسي مي كنند تا گزينه ي بهتري از نظر نظافت بيابند . شايد بتوان با دسته بندي اين گرايش ها و بررسي روانشناختي و رفتار شناختي دليل گرايش به هر گزينه به نتايج جالبي رسيد كه گوياي شناخت برخي از شاخصه هاي شخصيتي و رفتاري آدميان باشد . 1. رديف اول : برخي از افراد عادتن به اولين واحدهاي توالت عمومي وارد مي شوند كه از درب ورودي اين فضا به آن مي رسند . با شناخت خصوصيات روحي-رواني و شخصيتي اين افراد مي توان به دليل اين گرايش پي برد ، اما در اين جا مي خواهيم با نگاهي تحليلي و به كمك پيشنهاد و گمانه زني ، مسيري معكوس را طي كنيم و انگيزش و علت اين رفتار را حدس بزنيم و آن را به ويژه گي هاي افراد متصل كنيم. خب طبيعي است كه اين گونه افراد آدم هاي عمل گرا باشند كه به دنبال نتايج هستند . احتمالن زمان از نظر آن ها ارزش بالايي دارد و ممكن است انسان هايي عجول باشند. اين گونه افراد تجربه گرا هستند و معمولن چندان در بند آداب و تشريفات زنده گي نيستند. احتمالن اعتماد به نفس و توان خود ابرازي بالايي نيز داشته باشند . 2. رديف آخر يا گوشه : شايد بتوان ادعا كرد اين گونه افراد بخش هايي انتخابي از وجود خود را در فرايند ارتباطات با ديگران ، عرضه مي كنند و به دليل برخي پيچيده گي هاي رواني و يا سركوب ها و عقده ها اندكي دچار ضعف اعتماد به نفس هستند . اين افراد مي توانند انسان هايي كم رو و خجالتي باشند كه زياد اهل مبارزه براي به دست آوردن دلمشغولي هاي خود نيستند . ممكن است اين افراد درون گرا و اهل معرفت يا جستجوگران اهداف و آرمان هاي متعالي در زنده گي باشند . خيلي اهل مداخله جويي و مشاركت جويي در اتفاقات و كنش و واكنش هاي پيرامون خود نيستند و تعارفات و تشريفات به عنوان اصلي در برقراري روابط ايشان به چشم مي خورد. 3. واحد هاي وسطي : افرادي كه به صورت ناخودآگاه در شرايط انتخاب برابر ، به واحدهاي وسط ( مابين اول و آخر ) وارد مي شوند ، مي توانند افرادي عادي و اجتماعي باشند . احتمالن اين افراد از تك روي و جدا بودن از جمع روي گردان اند و به هنجار هاي مورد قبول جامعه گردن مي نهند و هيچ گاه به فكر سرپيچي از اين الگو ها نيستند. اين افراد مي توانند آدم هايي معمولي و متوسط باشند كه به دنبال آرامش و ثبات رويه ي زنده گي هستند . 4. چپ يا راست :اعصاب وابران بينايي كه پيام هاي حسي مربوط به رويت تصاوير را از شبكيه ي هر كدام از چشم ها به مغز مي برند ، پس از انقطاع يكديگر در بصل النخاع ، هر كدام به نيمكره ي مقابل مي روند . يعني پيام هاي بينايي دريافت شده توسط ميدان بينايي چشم راست جهت تفسير به نيمكره ي چپ مغز مي روند و برعكس . از سويي مي دانيم كه هر كدام از نيمكره هاي مغز به دليل تمايز و تكامل ساختاري خاص خود ، مسوول كنترل بخش خاصي از اعمال و رفتار هستند. براي مثال احساسات ، عواطف ، هنرهاي تجسمي ، موسيقي ، شعر ، تخيلات و ... بيشتر در نيمكره ي راست مغز تفسير و تنظيم و سامان دهي مي شوند و نيمكره ي چپ مسوول منطق و استدلال ، تحليل ، عقلانيت ، رياضيات و ... است . در كساني كه ميدان بينايي راست غلبه دارد ، عمومن رديف واحدهاي سمت چپ را ابتدا مي بينند و از آن جا كه پيام هاي حسي بينايي ميدان راست بينايي به طرف چپ مغز مي روند ، مي توان استدلال كرد كه غلبه با نيمكره ي چپ اين افراد است ، در نتيجه كساني كه قواي تحليل و منطق قوي تر دارند و در درك علومي مانند فيزيك و رياضيات تبحر دارند عمومن به واحد هاي سمت چپ گرايش دارند . در مقابل كساني كه در عواطف و احساسات و هنرهاي تجسمي و ... چيره هستند ، به دليل غلبه ي نيمكره ي راست مغزشان ( كه مسوول تفسير پيام هاي ميدان بينايي چپ است ) رديف واحدهاي سمت راست را بهتر توسط ميدان بينايي سمت چپ مي بينند و به طرف راست گرايش دارند. البته اين صرفن نوعي بازي ذهني بر پايه ي اطلاعات اوليه ي عصب شناختي است و فاقد پشتوانه ي علمي سنجش يافته و اثبات شده است . در مورد گرايش به واحدهاي سمت چپ يا راست عامل تعيين كننده ي مهمتري وجود دارد و آن غلبه ي اندام سمت چپ يا راست افراد است . بعيد به نظر نمي رسد كساني كه راست دست هستند به دليل غلبه ي سمت راست بدنشان ، به واحدهاي سمت راست وارد شوند و برعكس . 5. جستجو و وسواس : كساني هستند كه با وجود برابر بودن شرايط واحدهاي توالت عمومي ، سعي مي كنند به تمام اين واحد ها سركشي كنند و بهترين آن ها را ( از نظر امكانات يا نظافت يا نور و ... ) انتخاب كنند . در مورد اين دسته از افراد دو چيز به ذهن مي رسد : اول اين كه اين ها از عزت نفس بالايي در نزد خودشان بهره مند هستند و اصطلاحن از خودشان راضي هستند و ديگر اين كه نوعي و سواس در وجود ايشان قابل رديابي و شناسايي است . 6. در توالت رفتارهاي ديگري نيز از آدميان سر مي زند كه هر كدام در جاي خود قابل بررسي است . اخلاقيات و تعاليم ديني و حتا عقلانيت و منطق از ديرباز تا كنون دايمن در حال ترسيم مرزهايي ميان اعمال ، رفتار و انديشه هاي برتر و پست تر – سود مند و بي فايده – روحاني و معنوي يا جسماني و دنيوي – آگاهانه و نا آگاهانه – احساسي و عقلاني – غريزي و اختياري- عبادت كردن و خوردن يا خوابيدن يا آميزش جنسي و ... بوده و در اين ميان بر طبق سنت ديرپاي باستاني جهان هميشه برتري را به يكي از دو قطب اين تقابل ها مي داده است . براي مثال ما تحت تاثير الگوها ي خاصي امر روحاني يا معنوي را غالبن برتر از اعمال مادي و دنيوي و جسماني مي دانيم . از سوي ديگر آميخته گي عمل دفع با مفهوم ناپاكي و نجاست ، و هم چنين ماهيت دفعي و ضايعاتي و ناسودمند مواد دفع شده باعث مي شود كه عمل دفع را كاري پست بشماريم . از ديگر سو تابوي جنسي به واسطه ي دخيل بودن اندام جنسي در عمل دفع ، خواه نا خواه به ميان آمده و به همراه خود حس شرم و سرافكنده گي را مي آورد. در روايات نقل است كه بزرگان ديني در هنگام عمل دفع نوعي احساس شرم مي نموده اند چرا كه اين عمل را مربوط به بعد حيواني حيات انسان مي دانند . با يادآوري همه ي اين ها بسيار بديهي مي نمايد كه طيفي از آدم هاي ايده آليست كه همواره به دنبال بعدي برتر در حيات خود و جهان هستند و عمومن انسان هايي اخلاق مند و يا مذهبي مي باشند ، هنگام ورود به توالت و عمل دفع ، نوعي احساس شرم و سكوت داشته باشند . اين افراد معمولن هنگام ورود به توالت سعي مي كنند با سكوت و حركات آهسته و با طمانينه رفتار كنند و بعضن حتا از مستقيم نگريستن به محيط و ساير آدم ها خودداري مي كنند ؛ شايد براي اين كه اندكي از پستي ناشي از حيوانيت و ماديت اين رفتار غريزي بكاهند 7. در مقابل افرادي كه نگاهي لذت جويانه و كاركرد گرايانه يا عمل گرايانه به زنده گي دارند ، با مساله ي توالت و عمل دفع برخوردي كاملن روان و از سر آسوده گي خيال دارند . شايد اين افراد پيشاپيش به واسطه ي احساس فراغ و راحتي كه بعد از عمل دفع به انسان دست مي دهند ، شادمان هستند . ضمن اين كه اگر به ديده ي فرويدي به عمل دفع بنگريم ، خواهيم ديد كه به دليل ارتباط اين عمل با بخشي از حيات و لذت جويي جنسي ، نوعي لذت در عمل دفع نيز وجود دارد كه در سطحي ناخودآگاه يادآور آن بخش از حيات انسان است . اين افراد با انرژي وارد توالت مي شوند ، درب را محكم به هم مي زنند ، ممكن است با صداي بلند با ديگران حرف بزنند، در فاصله ي زماني قبل يا بعد از عمل دفع خود را در آينه تماشا كنند و دستي به سر و موي خود بكشند و يا قبل از ورود به توالت درب توالت هاي بسته را بزنند و ... 8. يكي ديگر از رفتارهايي كه در توالت ها شايع است تخليه ي سوراخ هاي بيني توسط انگشتان دست است . به دليل مشابهت ساختاري اين عمل با رفتار جنسي هيچ بعيد نيست كه آدم ها يي كه به نوعي پيچيده گي هاي جنسي و رواني دارند ، از دست كردن در سوراخ بيني نوعي لذت مشابه لذت جنسي مي برند . ضمن اين كه اين نوع تخليه به موازات تخليه ي مدفوع يا ادرار ، نوعي احساس راحتي و فراغ به آدم مي دهد . اين عمل در كودكان بسيار شايع است و خانواده ها سعي مي كنند با برخوردهاي قاطع و به كار گيري روش هاي تربيتي بازدارنده ، كودك را از اين عمل منع كنند . فضاي محدود ، خصوصي و سرپوشيده ي توالت ها مكان امن و مطمئني براي اين عمل است . 9. بعضي از افراد عادتن بايد حتمن درب توالت را از درون قفل كنند و چنان چه توالت قفل داخلي نداشته باشد ترجيح مي دهند از عمل دفع صرف نظر كنند چرا كه اين عمل در مكاني كه هر آن احتمال ورود شخصي ديگر ( كه نوعي مزاحم تلقي مي شود ) آرامش و آسوده گي را كه لازمه ي دفع است از شخص سلب مي كند و خود اين اضطراب مانع از دفع كامل مواد دفعي از بدن خواهد شد. در مورد چنين افرادي مي توان گفت كه مايل به مرزكشي ميان خود و محيط پيرامون هستند و به دنبال نوعي آرامش و يكه گي در فضاي شخصي و خصوصي خويش هستند . البته ممكن است دليل اين رفتار ترس هاي كودكي از توالت و يا احساس شرم به خاطر ماهيت حيواني عمل دفع باشد . نوعي ترس و وسواس هم در منشا بروز اين رفتار ممكن است قابل شناسايي باشد . در برابر اين افراد ، معدود كساني هستند كه به واسطه ي ولنگاري و بي قيد و بندي و يا خود برتربيني و اعتماد به نفس بسيار بالا يا خصلت تهاجمي يا حتا پذيرنده خود ، چندان اهميتي به قفل و يراق كردن درب توالت نمي دهند و توالت را مكاني كاربردي و بسيار موقتي مي دانند كه به زودي پس از قضاي حاجت خود از آن بيرون خواهند رفت ، در نتيجه براي اين عمل به آرامش و آسوده گي به معناي خاصي نياز ندارند. بعيد نيست خوي تهاجمي يا اعتماد به نفس و غرور در اين افراد به نحوي باشد كه تصور مزاحمت و ورود ديگران به حريم خصوصي خويش را به ذهن راه نمي دهند . 10. رفتار ديگري كه به چشم مي خورد اصرار در نظافت كامل پس از عمل دفع است كه مي تواند نوعي رفتار وسواسي يا ناشي از اختلالات وسواسي-اجباري باشد. اين افراد تمايل به آب ريزي فراوان و شستن چندباره ي دست ها و حتا پاها و يا حتا بالا زدن پاچه ي شلوار خود دارند. حتا برخي از افراد از استفاده كردن از وسايل و امكانات موجود در توالت ها ( حتا شير آب و مواد شوينده ) اكراه دارند و سعي مي كنند كمترين تماس را با در و ديوار محيط داشته باشند . اين ها حتا آب لوله ي توالت ها را آلوده مي دانند و سعي مي كنند در مكان ديگري دوباره دست هاي خود را بشويند . 11. يكي ديگر از رفتارهايي كه با گسترش فزاينده و ناهنجار شهر نشيني ، در توالت هاي عمومي رايج شده ، مصرف مواد مخدر است . اخيرن مواد مخدري به بازار آمده اند كه مصرف آن به زمان و امكانات اندكي نياز دارد . فضاي سرپوشيده و خصوصي توالت اين امكان را برا ي بيماران دچار اعتياد فراهم مي آورد تا بتوانند به آسوده گي و بدون مزاحمتي مواد مورد نياز خود را مصرف نمايند. |+| نوشته شده توسط ابوالفضل حسینی در دوشنبه سی و یکم تیر 1387 و ساعت 5:53 |
|
درباره وبلاگ
![]() ابوالفضل حسینی- متولد اسفند ماه 57- داروساز
برداشت و کپی کردن مطالب تنها با ذکر منبع و نام نویسنده مجاز می باشد. منوي اصلي
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازي ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته هاي پيشين
اسفند 1387بهمن 1387 دی 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 آرشيو موضوعي
نقدادبیات هنر جامعه فرهنگ سیاست پيوندهاي روزانه
مرگ شعر / به سوی شعر وضعیتواسازی رفتار جمعی ایرانیان در محرم یادداشت های یک دیوانه برای یک دکتر وقنی گرگ ها به شهر می آیند نظریه ی بحران از درون بحران نظریه آرشيو پيوندها پيوندها
هیچرضا زنگی آبادی آرش شفاعی سمسا رایان انجمن دانشجویان و دانش آموختگان بجستان رویابین ها(سینمایی) نشریه ادبی خوانش روزنامه اعتماد دکتر ناصر فکوهی داریوش آشوری بهزاد خواجات وبلاگ داستان نویسی هفتان مزدک پنجه ای انجمن مجازی-نقد ادبی چیستی شعر علی ربیعی وزیری مازیار نیستانی رخداد روزنامه اعتماد ملی بی بی سی فارسی خبرگزاری ایسنا حمید موذنی-مدارا ابوالفضل حسنی به روز شدگان-اخبار وبلاگ های ادبی تادانه قابیل دمادم-محبوبه میم پایگاه خبری گناباد اسدالله امرایی مرور-ادبیات ایران تاریخ فلسفه فلسفه و حکمت کارگاه نقد -ام به توان دو پس کوچه ها تازه های ادبی نویسه متافیزیک و حضور در دنیای مجازی مجله دیباچه فروپاشی اول شخص مفرد مجله بخارا پسا هفتاد قالپاق پرسش پارسایی اندیشه است فلسفه ذهن در ستایش دیوانگی هنرکده فلسفه مجله ذهن هرمنوتیک زیست شناسی- رضا بختیاری امین بزرگیان- تجربه زیسته مهرداد فلاح روجا-زهره نعیمی توقف ممنوع کوچه فرهنگ-سید رضا صائمی رنگ خیال-مهدی ثابت با نفسهایم جامعه شناسی ایران آنات ماه سو زنده جوب بنیاد مطالعات ایران تنگ ارم اثر گفتمان آگورا شوخی با فرهنگ و اجتماع سفر به دیگری جواد عاطفه خسرو ناقد عمق میدان زلزله ذهن-رضا عظیمیان علی امیری-باران بچه هاي اسماعل سيد پيك مستند فيلم كوتاه قصه خواني- روهولا جمع پراكنده چهل قصه بنياد باران سياهه ي مسير اسكيس تلخ مثل عسل مصطفا فخرايي خواهان صلح زبان شناسي مجله شعر آستان صفاريان فرزان سجودي پل ادبي پياده رو هوش هاي چندگانه- مهدي مرادي رجب بذرافشان زنيدن - سيما سلطاني ديش سپيد-راهي نامه هاي پارسي-مسعود سالاري رضا جمالي حاجياني فرزند كوير-حسين احمد نژاد امير خالقي-به خون ادبيات محض مداد سياه - فرزام شيرزادي نادر نظامي عبدالحسين فخرايي-لب دريايي ها فلان بن هيچكس قلم سبز مازيار بياناتي ايران تياتر كوبه-نيما فرحبخش لوگوس-حميد حياتي پنجره ها
ياهوروزنامه اعتماد ملي گوگل امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |