تبليغاتX
گوشه
خانه | آرشيو | پست الکترونيک
f fr f/
نام چیست ؟
آیا نامی که معنا های مختلفی دارد می تواند این معنا ها را به چیز هایی که بر آن ها اطلاق می شود ،  ببخشد . فرض کنیم نام شخصی « شکوه » به معنای بزرگی و عظمت باشد ؛ آیا می توان ادعا کرد که معنای این نام تاثیری بر صفات و کیفیات آن فرد خواهد داشت ؟ یعنی باعث خواهد شد که آن فرد انسانی بزرگ باشد ؟ شايد تا كنون با آدم هاي زيادي ملاقات كرده باشيد كه پس از آشنايي و شناخت نسبي تصوراتي درمورد آن ها به دست مي آوريد. از نمايي نزديك تر وقتي نام آن ها را مي شنويد ، كاملن شگفت زده مي شويد چرا كه با تصورات ذهني شما و آن چه انتظارش را  داشته ايد فاصله دارد . گاهي برعكس ، نامي را مي شنويد و  بر اساس تحليل و برداشت خود انتظار شخصي با خصوصيات دروني و رفتاري و حتا ظاهري خاص داريد ، اما زماني كه او را مي بينيد با تصورات شما مطابقت پيدا نمي كند. دليل اين ها چيست ؟ آيا اين ها حاصل يك خطاي ذهني و تعميم دادن استثنا ها به قاعده است ؟ آيا تصورات و انتظارات ما صرفن بر اساس تجربه های قبلي است يا قاعده و قانوني در اين مورد وجود دارد ؟ مثلن قاعده يي  كه بگويد همه يا اغلب كساني كه نام شان فلان است ، بهمان ويژه گي را دارند .  آيا مي توان بر اساس روشي مثل نشانه شناسي يا نشانه بندي نام و به كمك نوعي تبار شناسي- از نوع فوکویی -و اندكي روان كاوي- از نوع لاکانی - به قواعد و قوانيني

در مورد نام ها رسيد؟

 

3. در فرایند نام گذاری نکته های روان شناسانه ی ظریفی وجود دارد . گفتیم  انسان ها از فرایند نامیدن لذت می برند و توهم آفرینش معنا آن ها را خشنود می کند ، پس بدیهی است که آدم ها به دنبال نام هایی باشند که معناهای دلپذیر و مورد پسند ایشان را داشته باشد . مثلن پدر و مادری که از احساسات و زیبایی شناسی طبیعت گرایانه ی لطیفی برخوردار باشند ممکن است نام فرزندان خود را از میان گل ها یا پرندگان زیبا و ظریف و دو ست داشتنی انتخاب کنند .

گاهی نیز در فرایند نامیدن ، آدمیان به جبران سرکوب های درونی خود می پردازند. این با دید گاه فروید درباره ی منشا رفتارهای انسانی که آبشخور آن سرکوب های دوران کودکی است ، مطابقت دارد . برای مثال آن عنصر یا مفهومی که ما از آن محروم و یا در آرزوی آن بوده ایم را –با این گمان که داریم آن را می آفرینیم _ به چیزها اطلاق می کنیم .

گاهی نیز آرمان ها وایده های مورد احترام یا تقدس خود را در قالب نام تجسد می بخشیم و از خلق آن لذت می بریم .

 

4. اما در سطحی کلی تر و در نگرشی جامعه شناسانه رفتار انسان های یک جامعه را می توان مطالعه و بررسی کرد. چنین مطالعه ای می تواند ما را به شناخت نسبی محرومیت ها و سرکوب ها ، آرمان ها و آرزو ها ، مقدسات و محترمات و به طور کلی گرایش مردم جامعه به مفاهیم خاصی برساند . این پژوهش با تقسیم یک دوره ي زمانی خاص از حیات یک جامعه به بازه های زمانی مختلف و بررسی فراوانی و تنوع نام های  افراد تولد یافته ، قابل اجرا است . پس از به دست آمدن داده ها می توان آن را با دیدگاه های مختلف و به روش های متنوعی  تجزیه و تحلیل کرد. برای مثال فراوانی نام های کوتاه یا بلند – نام های فارسی ، عربی و ترکی – نام های چیز ها و عینیات موجود در جهان و نام های مفاهیم ذهنی و ... سپس با بررسی این گرایش ها و فراوانی آن در دوره های زمانی مختلف می توان به گرایش مردم در آن دوره زمانی به خصوص پی برد .

 

5 . اکنون بدون در دست داشتن داده های صحیحی که از طریق یک تحقیق روش مند و اصولی به دست می آید ، دشوار بتوان نظر خاصی ارایه کرد ؛ اما برخی از نام ها در دوره های زمانی مختلف در کشور ما آن چنان از فراوانی بالایی برخوردارند که می توان اطمینان داشت از طریق پژوهش مذکور هم به همین نتیجه خواهیم رسید. برای مثال در دوران حکومت پهلوی مردم آرمان های آزادی خواهانه و تجدد طلبانه يی داشتند ‎‎؛ ضمن این که نشان دادن ارادت به شاه و دستگاه حاکمه ، ایرانیان را به انتخاب نام هایی با مضامین ومحتویات مذکور هدایت می کرد . به خصوص این گرایش در شهر ها و جوامعی که از نظر معیار های مختلف فرهنگی – زیست محیطی- اجتماعی – اقتصادی و ... یکسان بوده اند ، بیشتر به چشم می خورد . برای مثال با تولد فرزند محمد رضا شاه پهلوی بسیاری از مردم که ارادتی به خاندان سلطنتی داشتند ، نام فرزندان خود را هم نام شاهزاده -« رضا » - برگزیدند . در آن دوران گرایش مردم به انتخاب نام شاهان و ملکه های گذشته ی ایرانی و یا شخصیت های محبوب و مورد علاقه دستگاه شاهنشاهی به طور آشكاري دیده می شود و بر همین پایه نام هایی مانند محمد رضا- رضا – فره – ثریا – اشرف – و نام شاهان باستانی ایران از رواج بالایی برخوردار بوده است .

در ذات این رفتار یکی از ویژگی های جمعی ایرانیان دیده می شود و آن ، دست آویختن به منابع مقبول و مشروع و هم راه و هم سو شدن با گفتمان مورد تایید و صاحب قدرت دوران ، به جهت تایید گرفتن و دست انداختن به دامان قدرت است . این مساله باعث نوعی امنیت و آرامش روانی می شود و در ضمن مردم  با نشان دادن ارادت خویش به منشا اقتدار ، از نوعی تایید و تضمین برخوردار می شوند و به نوعی احساس اقتدار می کنند. از دید گاه دیگر هم اگر بنگریم یکی از ویژگی های ایرانیان ، چاپلوسی و تملق در برابر نیروهای برتر و صاحب هرگونه اقتدار است که گاهی نام گزینی بدین منوال ، در پنهان ترین زوایای روان ناخودآگاه ، این گرایش ایرانیان را نیز برآورده می کند.

 

6. با رواج گرایش های عدالت خواهی و اسلام گرایی و انقلابی در اواخر دهه پنجاه خورشیدی و نهایتن با وقوع انقلاب اسلامی ایران ،  با انبوه نام هایی که گویای این گرایش ها در مردم هستند ، رو به رو می شویم . آرمان ها و ایده های اسلامی ، نام شخصیت های مقدس و مورد احترام و ... به عنوان نام فرزندان تولد یافته در آن دوران از فراوانی بالایی برخوردار هستند.

نام های امامان و پیشوایان مذهبی ، نام امام خمینی ( روح الله ) ، نام اولین مسلمانان و اولین کسانی که به پیامبر اسلام اقتدا کردند ( عمار – یاسر – سمیه – سلمان و ... ) ، نام هایی که گویای مفاهیمی مثل عدالت خواهی ، آرمان گرایی ، تفکر انقلابی ،شهادت طلبی ،  گرایش به معنویات و دین اسلام و ...  و ارزش های اسلامی ( احسان – ایمان – اسلام – الهام و ... ) است ، از فراوانی بالایی برخوردار است که گویای واقیات حاکم بر جامعه ی ایرانی در آن دوره ی زمانی خاص است .

7. گاهی  ملاحظه می کنیم که جغرافیا بر روی نام گزینی تاثیر می گذارد ؛ یعنی این که مردم در یک منطقه ی خاص با توجه به شرایط اقلیمی ، اجتماعی- فرهنگی ، تاریخی ، زیست محیطی و جغرافیایی محدوده ی زیست شان از معیار های مشترکی در گزینش نام فرزندان خود استفاده می کنند و نام های ویژه یی برمی گزینند. برای مثال در منطقه ی خراسان با وجود مقبره ی امام هشتم شیعیان – علی ابن موسی الرضا- مردم به واسطه ی ارادتی که به ایشان دارند نام هایی برمی گزینند که گویای احترام و ارادت به ایشان است . نام های رضا و مشتقات و ترکیبات آن ( محمد رضا-امیر رضا- علی رضا – غلام رضا و ...) در میان پسران و نام های تکتم ( مادر امام رضا )– معصومه( خواهر امام رضا ) و ... در میان دختران خراسانی از فراوانی نسبی بالاتری برخوردار است .

گاهی نیز نام گزینی تحت تاثیر شرایط اقلیمی و با الهام از شاخصه های محلی و طبیعی یک منطقه صورت می گیرد . برای نمونه در منطقه ی کردستان ، مردم از نام رودخانه ها ، کوه ها و ... برای اطلاق به فرزندان خود استفاده می کنند . نام هایی مانند سیروان ( نام رودخانه ) – شاهو ( نام یک کوه ) – سیوان ( نام یک کوه ) و ... در این منطقه بیشتر به چشم می خورد.

 

8. یکی دیگر از منابع الهام بخش برای نام گذاری فرزندان ایرانی ، مناسبت های تاریخی و تقویمی است . بسیار دیده ایم کودکانی که به دلیل تولد یافتن در زمان خاصی که مصادف با یک رویداد تاریخی بوده ، تحت تاثیر محتوای آن رویداد نام گذاری می شوند . باری مثال کودکانی که در روز میلاد پیامبر اسلام یا در جشن مبعث یا ... تولد می یابند  ، به نام «محمد» یا امین یا یکی از القاب ایشان نامیده می شوند . همین طور کودکانی که در روزهای محرم به دنیا می آیند به نام هایی مثل حسین – زینب- رقیه – ابوالفضل- علی اکبر- قاسم –علی اصغر و ... نامیده می شوند.  کودکانی که در روز تولد حضرت مسیح یا امام مهدی به دنیا می آیند ، بعید نیست به نام هایی متاثر از این شخصیت ها نامیده شوند. گاهی نیز به طور کلی کودکانی که در روز تولد یکی از بزرگان _ غالبن مذهبی – به دنیا می آیند به نام«  میلاد » نامیده می شوند.

یکی دیگر از منابع الهام بخش برای نام گذاری ‍‌‏، نام روزها یا ماه ها ی تولد است ؛ برای نمونه کودکانی که در روز نوروز به دنیا آمده اند گاهی به همین نام نامیده می شوند و یا کودکانی که در ماه مهر به دنیا می آیند به نام هایی مانند : مهریار –مهران- مهرانه – مهرداد و ... نامیده می شوند.

 

9.                جامعه ی ایرانی قرن ها تحت استیلای حکومت های شاهانی و خود کامه قرار داشته است و سلسله مراتب اجتماعی حاکم بر این جوامع از دیرباز تا همین اواخر تغییر چندانی نکرده است . مهمترین شاخصه ی رتبه بندی اجتماعی در جامعه ی ما قدرت و سلسله مراتب آن بوده که در هر دورانی مفاهیم و معیارهای خاصی قدرت و اقتدار را تعریف می نموده اند ؛ برای مثال در دوران کشاورزی ، زمین و مالکیت آن معیار تعیین کننده ی اقتدار بوده است و به همین منوال شاخصه های دیگری مانند اصل و نسب، مذهب و ... عوامل تعیین کننده ی قدرت بوده اند . اما آن چه مسلم است ، این که روح و روان ایرانیان – چه در جای گاه اعمال کننده و چه در جای گاه پذیرنده - عمیقن با مساله ی قدرت و اقتدار آشنا بوده است. این نکته آن قدر برجسته است که هنوز هم میزان بهره مندی از قدرت یکی از بارزترین مفاهیم در حوزه ی فردی و اجتماعی است و رتبه بندی ها و سلسله مراتب نظام اجتماع را تعریف و تبیین می کند. به صورت ریشه یی و پایه یی هر ایرانی گرایش عمیقی به قدرت – برای برتری جویی در ساختار نظام اجتماعی و حتا خانوادگی – از خود نشان داده است. هم چنین روح ایرانی به همان اندازه که جستجوگر قدرت و اقتدار است ، به خوبی با ساختار و درجه ی قدرت آشناست و پذیرنده ی آن است . ایرانیان تمایل خاصی به اعمال زور و استبداد دارند که این خصیصه در سطح خانواده هم در قالب مفاهیم امروزی تری مانند مرد سالاری ، زن سالاری ، فرزند سالاری و ... قابل لمس است . علاقه ی ایرانیان به ورزش های فردی که  قدرت بدنی مهمترین شاخص آن است ( مانند کشتی و وزنه برداری و ... ) یکی دیگر از مظاهر ارزش مند بودن این عنصر است . اساسن قدرت و بهره داشتن از آن در نظام های ارزش-داوری ما نیز وارد شده است به طوری که در بسیاری از ساختارهای قیاسی ، داشتن اقتدار یکی از عوامل برتری ساز است ، برای مثال در بینش عام ایرانیان مرد باید قوی و محکم باشد و از نشان دادن ضعف و احساسات لطیفی مانند گریه پرهیز کند . شاید به همین دلیل است که ما به استوره ها و شخصیت های تاریخی قدرتمند علاقه ی خاصی داریم .این گرایش به خصوص در نام گذاری پسران به خوبی مشهود است ، به گونه یی که معمولن ما به دنبال نام هایی برای فرزندان خود هستیم که تداعی کننده ی قدرت باشد نام هایی مانند : رستم – اسکندر – چنگیز- امیر و ...  چند نمونه است . در  منطقه ی کردستان با این که آسیب های بسیاری در دوران جنگ تحمیلی متحمل شده است به فراوانی نسبتن بالایی از نام « صدام » برمی خوریم . شاید اقتدار بلامنازع صدام حسین ، دیکتاتور قدرت مند عراق باعث شده تا این نام را برای فرزندان خود برگزینند .

   

10.           از عوامل دیگری که در انتخاب نام برای فرزندان ایرانی می تواند دخیل باشد ، عقاید و باور های خرافی رایج در فرهنگ عامه است. در گذشته های نه چندان دور که به دلیل عدم گسترش بهداشت و دارو و خدمات درمانی و هم چنین آگاهی اندک مردم از بیماری ها و منشا آن ، بسیاری از نوزادان و کودکان بر اثر ابتلا به بیماری های واگیر دار و غیر واگیر و بعضن پیش پا افتاده ، از دست می رفته اند . مرده زایی ، مرگ نوزادان ، سقط جنین و ... نیز از مواردی بوده که شیوع بیشتری داشته است .از آن جا که آگاهی کافی در مورد ساز و کار بیماری ها و منشا آن وجود نداشته ، مردم در تصورات عامیانه بیماری ها را به نیروهایی ناشناخته و مافوق بشری نسبت می داده اند . برای مثال عامل بسیاری از بیماری ها را اجنه ، یا چشم زدن یا خشم خدا و نیروهای دیگر بر می شمرده اند . در مقابل آن ، دانش محدود و سنتی و بعضن نادرست مردم درباره ی بیماری ها و درمان آن ها راه به جایی نمی برده و عاقبت بسیاری از نوزادان و کودکان مرگ بوده است و خانواده ها بر پایه ی همان تصورات با گزینش نام هایی خاص به صورت دعایی و استدعایی ، سعی می کرده اند سلامت و بقای فرزندان خود را تضمین کنند برای مثال نام هایی مانند : بمانی – ماندنی – ماندگار- مندنی و ... از آن جمله اند که البته امروزه به ندرت انتخاب می شوند .

در همین امتداد ، در فرهنگ ما مفهوم «چشم زدن» وجود دارد که هنوز هم بسیار شایع و پررنگ است . معمولن زمانی که یک ویژه گی برتری ساز در افراد وجود داشته باشد  و این ویژه گی باعث مسحور شدن یا حسرت خوردن  دیگران بشود ، چنان چه اتفاق ناگواري  برای فرد پیش بیاید آن اتفاق نامیمون را به نظر ناسالم و مخرب دیگران  نسبت می دهند . این مساله تا حدی در باور های خرافی و ذهنیت پیشا منطقی و جادو باوری ریشه دارد. به منظور گریز از این نیروی منفی و مخرب چشم یا نگاه دیگران ، مردم سعی می کرده و می کنند تا زیبایی یا برتری یا توانایی خود را از نظرها پنهان نگاه دارند یا این که آن را وارونه جلوه دهند . برای مثال در خانواده ای که نوزاد- مرگی رواج داشته ، پدر و مادر علت آن را در نگاه و چشم دیگران می دانند و سعی می کنند با پنهان کردن فرزندان و نازیبا جلوه دادن آن ها ، فرزندان خود را از بلا و چشم زدن محفوظ بدارند. از این روش ها گذاشتن نام های زشت و نازیبا مانند کلوخ و یا گذاشتن نام دخترانه بر پسران و یا حتا پوشاندن لباس دخترانه به پسران است . این مساله تحت تاثیر فرهنگ برتری جنسیتی مرد بر زن صورت می گرفته و خانواده ها برای این که فرزندان نرینه ی خود را -که اساسن داشتن آن  نوعی برتری و افتخار به شمار می آمد – از معرض چشم زدن محفوظ بدارند ، به شیوه های مختلف از جمله نام و لباس زنانه جهت پنهان  کردن آن ها دست می آویخته اند .

نوزادانی را نیز که پس از تولد دچار بیماری می شده اند ، فارغ از جنسیت شان « ماشاالله » می نامیده اند تا از گزند چشم بد در امان شان دارند. گاهی نیز به این منظور ، متعاقب بیماری کودک نام او را تغییر می داده اند.

یکی دیگر از روش های نام گذاری بر کودکان ( به ویژه كودكان ضعیف یا بیمار ) فالگوش ایستادن در کوچه و خیابان بوده است ، به این صورت که مادران در زمان های خاصی در کوچه ها به شنیدن حرف های رهگذران می ایستاده اند و نام فرزند خود را از میان کلمات رهگذران انتخاب می کرده اند و عقیده بر این بوده که این باعث شفای بیمار خواهد شد .

از روش هاي ديگري كه شايد هنوز هم در خانواده هاي سنتي براي تعيين نام فرزندان به كار مي رود ، اين است كه  چند نام پسنديده را انتخاب كرده و آن ها را بر برگه هايي مي نويسند و لاي صفحه هاي كتاب مقدس و محترمي ( غالبن قرآن ) مي گذارند . سپس با اين اعتقاد كه معنويت و روحانيت آن كتاب آن ها را به حسن تصادف خواهد رساند و ضمنن باعث تبرك و تيمن نام خواهد شد ، از ميان نام ها يكي را كه بر حسب تصادف به دست آمده براي ناميدن  فرزند انتخاب مي كنند . هنوز هم شايد باشند كساني كه كار انتخاب نام را به شخص برجسته و بزرگواري كه به او اعتقاد دارند ، مي سپارند . در گذشته عالمان و روحانيان و مراجع ديني و فقهي و به طور كلي هر كس كه در ذهن مردم جاي گاه عالي مي داشته ، بنا به درخواست آنان ، نام فرزندان شان را نيز تعيين مي كرده است . 

  

11.           یکی دیگر از عوامل مهم و تاثیر گذار بر گزینش نام ، مسایل قومی- قبیله ای و وراثتی است . جامعه ی ایرانی از گذشته های دور با فرهنگ کشاورزی به حیات خود ادامه می داده است که در این بینش، تعدد فرزندان و داشتن اولاد پسر و ادامه یافتن نسل جهت کار بر روی زمین های کشاورزی از اهمیت به سزایی برخوردار بوده است . پدر سالاری و گرایش خاص ایرانیان به گذشته نیز از دیگر عوامل مهم  موثر بر انتخاب نام است . بسیار دیده ایم خانواده هایی که نام پدر ، پدربزرگ یا جد یا بزرگ خاندان و قبیله ی خود را بر کودکان شان می گذارند تا به این وسیله همیشه تصویر زنده ای از گذشته در مقابل خویش داشته باشند که بتواند آن ها را به روزگار سپری شده شان بپیوندد و از سویی تداوم نسل آن ها را که نشانی از اقتدار خاندان شان است ، به نمایش بگذارد. در این جا فرزندان در واقع  تجلی و تجسد بخش اقتدار خاندان و نشانه ای از گذشته ها هستند و در بیانی ساده شده یاد و یادگاری از رفته گان هستند.

 

12.          نام گذاری در هر دوران ، تحت تاثیر افق فکری ، فرهنگی ، اجتماعی و ... صورت می گیرد . بدیهی است که در طی زمان برخی از شاخصه های گفتمان دوران نیز تغییر می یابد . این جاست که نام هایی که در دوران گذشته از وجهه و مسمای خاصی برخوردار بوده اند ، اکنون چنان مفاهیم و معناهایی را به ذهن متبادر نمی کنند و حتا وجهه ی معنایی و دلالتی دیگری به خود می گیرند . نام های بسیاری هستند که در گذشته از معنا و مفهوم پسندیده یی برخوردار بوده اند ولی در طی زمان آن معنا را از دست داده یا مفهوم منفی دیگری به دست آورده اند . در این موارد با تغییر نام اشخاص مواجه هستیم ، به گونه یی که تغییر نام ، به خصوص پس از سپری شدن یک دوران فرهنگی – اجتماعی یا اقتصادی خاص به  یک پدیده ی شایع در جامعه ی ما تبدیل شده است و گوياي شكاف و اختلاف ميان نسل ها است .         در دوره ی رضا شاه پهلوی با ظهور ثبت ، نام هایی متناسب با خصوصیات یا حرفه ی افراد انتخاب می شده است ( البته بيشتر نام خانوادگي بدين منوال انتخاب مي شده  ) ، گاهي هم نام نشان دهنده ي زادگاه و محل تولد بوده است . چند نسل پس از آن زمان ، با تغییر افق گفتمان دوران بسياري از اين حرفه ها و مشاغل يا منسوخ مي شدند و از ميان مي رفتند و يا جاي گاه و اعتبار اجتماعي خود را از دست مي دادند . بدين ترتيب ، نسل های بعد  نام  خود را نپسندیده و دست به تغییر آن می زنند. در مواردي كه نام نشان دهنده ي زادگاه است ، به دليل گرايش شديد به شهرنشيني و گسترش و تسلط فرهنگ آن بر ذهن و روان افراد ‏، برخي دست به تغيير نام مي زنند تا موطن و زادگاه دور از شهر خود را فاش نكنند .   تغيير نام پديده ي جالبي است كه بررسي علت و ريشه هاي رواني – فرهنگي و اجتماعي آن نتايج جالبي به دست خواهد داد كه در اين مجال اندك نمي توان بدان پرداخت.  اما به طور كلي تغيير نام حركت جالبي است كه بيشتر طيف هاي خاصي از افراد به آن دست مي زنند و گوياي نوعي شورش عليه ساختارها و هنجارهاي حاكم بر زندگي تعريف شده و مقرر گشته است

 

13.          استنباط من این است که اگر در گذشته توجه مردم در گزینش نام ، کاملن به محتوا و معنای نام ها معطوف بوده ، امروز و در دهه ی اخیر گرایش مردم بیشتر به آوای نام ها است . حال اگر نگوییم زیبایی شناسی آوایی تنها معیار گزینش است ، باید اذعان کرد که به همان نسبتی که عوامل مفهومی و محتوایی و دلالت ها ی خاص نام را در نظر می گیرند ، به همان نسبت -یا بیشتر -به آوا ، طنین و دلنشین بودن آن توجه دارند. البته ممکن است این توجه به صورت نا آگاهانه اعمال شود. به طور کلی امروزه گرایشی به انتخاب نام های کوتاه تر و دارای واک های خیشومی( م ، ن ) - سایشی ( س ،ش،ف ، و )‌ - روان(  ر )‌-غلت ( ل)  و ... دیده می شود . اصوات سخت و حلقی و به طور کلی آواهایی که خشن تر به نظر می رسند کمتر مورد استقبال قرار می گیرند . البته نام های طولانی و پر طمطراق و مطنطن نیز به ندرت دیده می شود که بیشتر ، افراد و اشخاصی با صفت های ویژه یی  همچون تفاخر گرایی ، باستان گرایی و گرایش به اصول و سلسله مراتب و ... دست به گزینش چنین نام هایی می زنند. 

 

14.           اگر به اين نتيجه رسيده باشيم كه به جز قوه ي عقل و ذوق آدميان ، عوامل ديگري بر نام گزيني آن ها اثر دارند ، اكنون مي توان ادعا كرد كه عصري كه در آن زندگي مي كنيم خصوصياتي دارد كه از فرط برجسته بودن و فراگيري ، بر انتخاب و دايره ي گزينش هاي آدم ها تاثيرات مستقيم و نا مستقيمي دارد و گزينه هاي ويژه يي را در برابر ما مي گذارد و در واقع پسند ما را شكل مي دهد.  شتاب و هولناكي سير تمدن ، سرعت تكنولوژي ، ارزش زمان و ... القا كننده ي اختصار و روان بودن در نام هاست. مصرف گرايي و كالا واره گي همه چيز ، القا كننده ي نام هاي ويتريني ، لوكس و پر زرق و برق است . فراهمي رفاه و آسوده طلبي وگسترش آن به عنوان يك نياز و رويكردي جمعي و جهاني ، ما را به انتخاب نام هايي رسا ، كوتاه ، مختصر و ساده هدايت مي كند .

 

15.          بررسی تنوع و فراوانی نام ها در هر دوره ما را به نتایج جالبی خواهد رساند . اما اکنون می خواهم نوعی از گرایش جامعه ی ایرانی به انتخاب نام های سره پارسی و نام های زرتشتی و باستانی را بیان کنم  که در سال های اخیر بسیار رایج بوده و گمان می کنم با پژوهش علمی در این خصوص و رسم نمودار های مربوط نیز به همین نتیجه برسیم .

 اما واقعن اگر این گرایش مردم و جامعه ی ما به فرهنگ باستانی ایرانی  صحت داشته باشد به چه نتایجی می توانیم برسیم و این گرایش را چه گونه می توانیم تحلیل و بررسی کنیم ؟ روی کرد مردم به فرهنگ باستانی ایرانی و کیش زرتشتی جدا از میل جامعه به یادآوری شکوه و بزرگی مملکت ایران در گذشته ، گویای گرایشی نوستالژیک و باستان گرایانه است. وقتی چشم انداز گذشته جذاب تر به نظر می رسد ، مردم روی به گذشته می کنند و به جای حال یا آینده ، به روزگار سپری شده دل می بندند.

   در پایان باید یادآور شوم که این گفتار بر پایه ی هیچ گونه آمار و ارقامی بنا نشده است و صرفن با باز کردن دریچه یی تحلیلی بر اجزایی که شناخت و بررسی آن می تواند ما را به شناخت بیشتر ویژه گی های فردی و جمعی جامعه ی ایرانی برساند ، سعی در تبیین ضرورت و ارایه روش جهت انجام چنین پژوهشی دارد .

|+| نوشته شده توسط ابوالفضل حسینی در جمعه سوم خرداد 1387 و ساعت 2:4 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar