تبليغاتX
گوشه
خانه | آرشيو | پست الکترونيک
f fr f/
مدیریت های هیاتی و نمایش/فروش گاه کتاب
سال گذشته تغییر مکان نمایشگاه داد همه را درآورد. واقعن شک داشتم که مکان جدید مشکل دارد یا ترس ایرانیان از تغییر باعث دلزدگی از این حرکت شد و انتقادها را برانگیخت . به هر حال واقعیت این است که  آن قدر مسایل مهم تری هست که دیگر مجالی برای بررسی مناسب یا نامناسب بودن این مکان نمانده است .

ناشر ها با تازه های اندکی به عرصه آمده اند . جریان تولید کند شده است یا ممیزی و صدور امتیاز نشر کتاب ها دشوارتر شده یا کشش بازار و تمایل ناشران به سرمایه گذاری کم شده است ؟

وقتی صحبت از نمایشگاهی در ابعاد بن المللی به میان می آید که چندین سال سابقه ی برگزاری دارد ، انتظار می رود تا کنون به روش آزمون و خطا هم که شده کاستی های آن برطرف شده باشد و با فرهنگ سازی و اطلاع رسانی صحیح و به هنگام ، مخاطبان عام و خاص آن توجیه شده باشد . اما ظاهرن تنها کار کارشناسی نیم بندی که انجام گرفته اختصاص دو روز به اهل قلم و دانشجویان ، و جداسازی ناشران در حوزه های مختلف است .

اما وقتی با ازدحام شدید مردم در رواق ها رو به رو شدم ، نامناسب بودن مکان بیشتر به چشم خورد ؛ چرا که اساسن این فضا برای نمایش گاه کتاب آن هم در این ابعاد تعریف نشده  است . خدمات اندک و محدود بهداشتی و رفاهی کار را خصوصن برای شهرستانی ها  دشوار کرده است . از هر چند راهرویی که بازدید می کردم ، به زحمت خودم را به بیرون می رساندم تا هوایی بخورم و بتوانم در زمان اندکی که دارم کتاب های مورد نظرم را تهیه کنم. تهویه ی نا مناسب و تجمع انبوه غرفه ها در یک مکان کار را به دشواری دیگر ی رسانده است . مکان سابق ( نمایشگاه بین المللی) اساسن از فضا هایی متناسب برخوردار است که عدم تمرکز و تجمع غرفه ها در زیر یک سقف باعث می شد دسترسی به غرفه های مختلف آسان تر باشد ، علاوه بر آن تنوع ایجاد شود و در رفع خستگی بازدید کنندگان اهمیت بسیاری داشت . هم چنین جای گاه سرپوشیده حداقل امکان انتظار و  استراحت بود که در مکان جدید نبودن این فضا موجب کسالت و خستگی دوچندان می شود.

 ازدحام شدید و هوای نامناسب و اشکال در تردد باعث می شود به این نتیجه  برسم که از خیر بازدید از غرفه های بی اهمیت بسیار بگذرم و به دریافت فهرست ناشران اکتفا کنم تا بعدن بتوانم انتخاب کرده و تلفنی سفارش بدهم. بر خلاف اظهار نظر وزیر محترم ارشاد اسلامی که این ازدحام را نشانه ی کار فرهنگی می داند ، گمان می کنم ناشی از آگاهی اندک مخاطبان و رفتار غیر تخصصی و غیر حرفه یی نسبت به کتاب و نمایش گاه کتاب است . خیلی ها آمده اند تا فقط چند کتاب مورد نظر خود را بخرند ، کاری که در زمان دیگری هم می توانند با مراجعه به ناشران و فروشگاه های کتاب و یا حتا به طریق تلفنی و پستی انجام دهند ، منهای این که تخفیف جزیی نمایش گاه را از دست می دهند .

عده ی زیادی که عمدتن از طبقه ی متوسط هستند به صورت خانوادگی آمده اند تا از این حرکت فرهنگی بی نصیب نمانند و ببینند چه خبر است . حداقل این که یکی دو کتاب شامل مجموعه شعر نیم بند یا کتابی برای کودکان شان  می خرند و مهم تر این که با شرکت در این کارناوال فرهنگی ، در این روزگار اقتصاد مدار با گرایش های مادی و ظاهری ، ژست فرهنگی از خود به نمایش می گذارند و خود را راضی می کنند .

دو- سه نفر را شنیدم که می پرسیدند : پس کتاب های ادبی اش کجاست ؟ این یعنی این که با مخاطبی کاملن نا آشنا با ساختار نمایش گاه رو به رو هستیم . یک نفر در حالی که با همسر و بچه هایش آمده بود به من گفت : ما که هر چه دیدیم کتاب مذهبی و دینی بود . بخش ادبیات کجاست ؟ ماندم که چه بگویم ! برای رفع خستگی هم که شده ایستادم و چند دقیقه یی برایش توضیح دادم اما مطمئن بودم که توضیحات من در روی کرد سطحی و تشریفاتی اش نسبت به کتاب  ، تاثیری نخواهد داشت .

واقعیت این است که پسند و رویکرد مردم به کتاب در کشور ما آن قدر عوامانه ، غیر تخصصی و غیر حرفه یی است که مطمئن بودم از اغلب  غرفه هایی که که جلوی آن ازدحام بیشتری بود ، باید می گذشتم چون در آن بیشتر با عنوان هایی سطحی و مبتذل ،  مبتنی بر روان شناسی مشتری و بازار روبه رو خواهم بود .

مرتب از خودم می پرسیدم آیا واقعن راهی و جود ندارد که مجبور نباشم همه ی خرید هایم را در تمام طول نمایشگاه  با خودم حمل کنم ؟ تعبیه ی امانت گاه ها یا در اختیار گذاشتن سبد های چرخ دار خرید مگر انتظار غیر معقول و ناممکنی است ؟ خصوصن که  بسیاری از بازدید کننده های شهرستانی و حتا تهرانی زمان اندکی برای استفاده از نمایشگاه دارند ، وانگهی طی مسافت های طولانی موجب خستگی می شود و عملیات فشرده و تکاورانه ی بازدید و خرید از نمایش گاه نیز بسیار خسته کننده و طولانی است ، خصوصن که بسیاری از مخاطبان از نیاز های خود آگاه نیستند و آمده اند ببینند چیز به درد بخوری گیرشان می آید یا نه؟!

طبقه بندی ناشران به 5 گروه : خارجی – کمک درسی – دانشگاهی – کودک و داخلی  با این که جزو اصول بدیهی است  ، هنوز خیلی کلی است و می شود با تقسیمات زیرشاخه یی بیشتر ، مخاطبان را بهتر هدایت کرد و از ازدحام و تردد بی مورد کاست و موجبات صرفه جویی در زمان و انرژی را فراهم کرد.

نکته ی جالب این که به دلیل ضعف مفرط اطلاع رسانی ابتدا وارد بخش کتاب های آموزشی و کمک درسی شدم . این بخش حتا از بخش ناشران دانشگاهی هم وسیع تر و حجم معاملات آن هم بسیار  بالاتر بود . واقعن  در کجای دنیا این قدر کتاب کمک درسی مربوط به دوره ی دبیرستان چاپ می شود؟ این قدر سرمایه گذاری برای گذر از کنکور و ورود به دانشگاه حاکی از نوعی آسیب در حوزه ی آموزش و ساختار  آموش عالی است .

دیگر این جا از حضور نویسندگان و نشست های تخصصی و نقد و بررسی و گفتگو و ... خبری نیست . همه چیز در کمینه ترین حالت قرار دارد .

بخش کتاب های خارجی هم از تنوع بسیار اندکی برخوردار بود و بورو کراسی حاکم بر خرید کتاب گاهی آزار دهنده می شود. بسیاری از دانشجویان هم به دلیل قطع شبکه یا دلایل بی مورد دیگر  با مشکلی جدی در استفاده از بن های کتاب  خود مواجه بودند. بسیاری هم در استفاده از کارت های اعتباری خود مشکل داشتند . قصه ی جزیره ی بدون پوشش مخابراتی نمایش گاه هم که تکراری است . کافی بود از دوستت فاصله می گرفتی تا دیگر به هیچ ترفندی از جمله تماس تلفنی و sms  و پیج و ... نتوانی پیدایش کنی و این معضل وقت خیلی ها را هدر داده بود . جای گاه آتش نشانی ، روی پله ها ، کنار حوض محوطه و ... تبدیل شده بود به ایستگاه گمشد گان و گم کرده های بسیاری که باز در آن ازدحام گم بودند .

باری ! به هر جهت ما ملتی بزرگ با پیشینه ی فرهنگی هستیم ! و نمایشگاه بین المللی کتاب به عنوان یک کارناوال فرهنگی برای بازیافت غرور و تعصب فرهنگی مان لازم است ، مهم نیست کیفیت و کمیت آن چه باشد ! نفس عمل مهم است ! و این که کنتور نمایشگاه کار کند و چندین و چندمین را بشمارد!

|+| نوشته شده توسط ابوالفضل حسینی در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387 و ساعت 4:11 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar