تبليغاتX
گوشه
خانه | آرشيو | پست الکترونيک
f fr f/
شاید برای همین است که به عنوان مدرک و شاهد  این همه فیلم و عکس از جاذبه های مختلف  سفرمان تهیه می کنیم . ملتی تماشاگر تر از ایرانی ها  سراغ ندارم. ما به دیدن علاقه ای نداریم  بیشتر دوست داریم از مقابل آثار و بناهای تاریخی و فرهنگی عبور کنیم و تماشا کنیم و عکس بگیریم . عکس هایی که موضوع واقعی آن« ما در کنار فلان چیز» است و گاهی« ما »یی که با افتخار جلوی بنای تاریخی ایستاده تمام ظرافت آن را پوشیده است. راهنمایان سازمان میراث فرهنگی هم به بی دقتی و بی توجهی گردشگران عادت کرده اند طوری که توضیحات شان هم  با بی عمقی و بی ظرافتی نگاه ما هماهنگ شده است. 

صنایع دستی اصیل مان هم چنان در میان تولیدات چیپ و انبوه گم شده که بعضن به راحتی قابل تشخیص نیست. نمایشگاه های صنایع دستی که در شهر های مختلف برپا می شود بیشتر از هر چیزی تولیدات ارزان و کم ارزش و بی اصالت را می فروشند و صنایع دستی واقعی خریداران اندکی دارد.

هنوز صدای پیرمرد خوش پوشی که حجره ی خیاطی اش را در روز سوم فروردین در بازار نایین باز کرده بود در گوشم است : دیدی مرده زنده بشه ؟ نمی شه ! این بازار هم مرده ! دیگه زنده نمی شه !

بازار هزار ساله ی نایین خالی و خاموش بود. در خیلی از حجره ها را باز گذاشته بودند و من اصوات پنجاه سال قبل را که صدای غلغله ی زندگی بود به خوبی می شنیدم . سیگار اشنوی ژیرمرد توی چوب سیگار قدیمی کنار اتو دود می کرد و او تازه یاد گذشته افتاده بود. چه قدر خوب فرق خیابان و بازار را می دانست . با حرص می گفت مردم توی خیابان مغازه می زنند و بازار را خالی گذاشته اند!

 آخ که ایران را فقط با گردشگری تنها می توان آباد کرد و چاه های نفت اش را پلمپ کرد.

امسال حضور پلیس در جاده ها فراگیر تر بود . در تمام مسیر چند استانی که گذشتم ( یزد و اصفهان و چهار محال و لرستان و کرمانشاه و همدان و قزوین و تهران و خراسان ) حتا یک تصادف هم ندیدم . دریغ از جان ها یی که به خاطر عدم حضور پلیس در سال های قبل از بین رفتند!   

|+| نوشته شده توسط ابوالفضل حسینی در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387 و ساعت 5:33 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar