تبليغاتX
گوشه
خانه | آرشيو | پست الکترونيک
f fr f/
یادداشتی در شناخت جامعه و مردم ایران-قسمت اول
درست است که هر فرد ویژه گی های جسمانی و روحی- روانی خاص و متفاوتی دارد به طوری که دشوار بتوان دو نفر را یافت که ویژه گی های کاملن یکسانی داشته باشند؛ به طوری که انسان هایی که از یک نژاد و یک نسل و یک تبار و یک خانواده به وجود آمده اند نیز تفاوت های آشکار و قابل ملاحظه ای دارند.ثابت شده است که خصوصیات هر انسان متاثر از متغیر های بسیاری است از جمله : ذخیره ی ژنی – نوع تغذیه – روش تربیت و برخورد والدین- محیط اجتماعی – شرایط اقلیمی و بسیاری عوامل دیگرکه از فرط گسترده گی و جزیی بودن هنوز به اجماع کاملی درباره ی آن نرسیده اند   .حتا وقتی شرایط محیطی ، نوع تغذیه ، زمینه ی ژنتیکی و ... یکسان باشد ، پای خصوصیات جسمانی به میان می آید . اما با همه ی این تفاوت ها از آن جا که در یک جامعه ی تعریف شده ، محیط اجتماعی و نژادی و الگوهای رفتاری و تغذیه ای و ... نسبتن یکسان است ، می توان ادعا کرد که در یک نگاه کل نگر و کلان ، افراد آن جامعه دارای مجموعه یی از صفات و ویژه گی های تعریف شده و شناخته شده یی هستند که باعث می شود این خصوصیات در روح و روان  آن جامعه نیز دمیده شود. بر پایه ی همین نظریات است که دانش مردم شناسی و جامعه شناسی و ... به وادی یی گام نهاده است که به سوی شناخت هر چه بیشترجوامع و مردم  می رود. این یافته ها در بسیاری از زمینه های نظری و عملی سودمند و کارآمد است به طوری که می بینیم سیاست مردان در حوزه ی سیاست با پیش بینی سیر حرکت جوامع دست به ابتکار و ابداع شیوه های مختلف می زنند و یا در زمینه ی مدیریت اجرایی در کلیه ی سطوح بررسی و تجزیه و تحلیل  این یافته ها ضروری و کارآمد است. اساسن این گونه است که علوم انسانی به یکی از پایه ای ترین دانش های عصر ما تبدیل شده است. چیزی که شوربختانه در مملکت ما از سابقه ی بسیار کوتاه و بنیه ی بسیار ضعیفی برخوردار است . شاید یکی از مهم ترین دلایل عقب مانده گی و توسعه نیافته گی جامعه ی ما نیز همین باشد.

همان گونه که ما تعریف های خاصی برای رشد و بالنده گی هرانسان داریم ، جامعه نیز در جهت پیشرفت و کمال تعاریف ویژه یی دارد .  توسعه نیافته گی جامعه ی ایرانی علل و ریشه های بسیاری دارد که پیشینه ی آن  به قرن ها قبل بر می گردد  و به دلیل ثبات نسبی شرایط اجتماعی کشور ایران نه تنها هیچ کدام از علل و عوامل رکود جامعه ی ما اصلاح نیافته و دستخوش تغییر نگردیده است ، بلکه بسیاری از خصوصیات بیمار گونه و ریشه های عقب مانده گی  جامعه ی  ما باعث بروز آسیب های تازه تری شده است .

با تغییرات بنیادینی که در خط سیر جوامع ایجاد شده است ، اندکی دیرتر ما نیز تغییر کرده ایم یا مجبور به تغییر شده ایم ، اما این تغییرات در سطوح پایه ای و بنیادی شکل نگرفته است و در سطح باقی مانده است. برای مثال با اهمیت یافتن مطالعه ی انسان وپیدایش دانش های نوینی در زمینه ی علوم انسانی ، ما نیز پس از سالیانی متوجه آن گشته و با اقتباس و گرته برداری از آن درصدد تقلید روند پیشرفت جوامع دیگر بر آمده ایم ؛ مثلن اگر به ساختار و محتوای درس ها و رشته های تدریس شده در دارالفنون – نخستین ساختار آموزشی مبتنی بر روش های نوین – نگاهی بیندازیم متوجه می شویم که این ساختار به طور همه جانبه تحت تاثیر شاکله های آموزشی غرب بوده است. در سایر زمینه ها نیز ما عمومن بدون توجه به نقش مهم و کاملن متفاوت خصوصیات هر جامعه سعی کرده ایم  با نمونه برداری  و الگوگیری از ساختارهای پیشرفته ی غیر بومی و اقتباس آن گامی در جهت پیشرفت برداریم ؛ غافل از این که این ساختار ها ابتدا باید با توجه به خصلت های فردی و جمعی ما متناسب گردند و تغییرات کارکردی و کاربردی  در آن ها ایجاد گردد تا بتوانیم به نتیجه ی دلخواه برسیم. اکنون می بینیم که پس از حدود صد سال پیشینه ی علوم انسانی ما هنوز به یک جامعه شناسی بومی نرسیده ایم و یا ساختارهای  دانشگاهی ما به هیچ وجه مناسب و متناسب با خصوصیات اجتماعی مان نیست و از این دست بسیار است. در این یادداشت سعی خواهم کرد در نگاهی کلی و اجمالی ، مهم ترین و آشکار ترین ویژه گی های روحی – روانی و شخصیتی جامعه ی ایران را بررسی کنم؛ چرا که  نخستین گام در جهت اصلاح و بهبود یک ساختار شناسایی نقص ها و معایب آن است . ...(ادامه در قسمت دوم)

 

|+| نوشته شده توسط ابوالفضل حسینی در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 و ساعت 1:17 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar