تبليغاتX
گوشه
خانه | آرشيو | پست الکترونيک
f fr f/
... این رستخیز عام که نامش محرم است

وا سازی رفتار جمعی ایرانیان در محرم

(این مقاله قبلن هم در این وبلاگ درج شده و اکنون بی مناسبت نیست که دوباره در معرض قرار گیرد . از دوستانی که تکرار آن برایشان ملال آور است پوزش می خواهم. )

ارستو معتقد بود که انسان ذاتن موجودی اجتماعی و سیاسی است اما در نظریات جدید عقیده بر این است که انسان ماهیتی اجتماعی ندارد بلکه زندگی اجتماعی نوعی راه کار سازش یافته برای آسان زیستن است. ثابت شده است که انسان در جامعه بهتر می تواند نیاز های اولیه ی خود را برآورده سازد ، هر چند که زندگی اجتماعی نیز محدودیت هایی برای انسان به بار می آورد . اما با  رشد اندیشه ی سیاسی و تدقیق در زندگی مدنی و اصلاح ساختارها و قوانین مربوط به آن ، سعی بر آن است که شرایط بهینه ی نسبی حیات جمعی برای انسان فراهم شود. یکی از وجوه زندگی اجتماعی ، رفتار های جمعی است که عمومن یا ریشه در خرد جمعی آگاه یا ناآگاه دارد و یا به جنبه ی آیینی و استوره ای حیات بشرمربوط است و آبشخور آن ، ذهن پیش-منطقی انسان است. آیین ها و استوره ها به ذهن پیش-منطقی انسان برمی گردند و از فرط رایج بودن ، امروزه به زمینه ای برای مطالعات علوم انسانی تبدیل شده اند.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط ابوالفضل حسینی در دوشنبه شانزدهم دی 1387 و ساعت 15:14 | 

 

چندی پیش در یکی از نشریات محلی گزارش مستند و مستدلی از خطاهای پزشکی چاپ شد که واکنش های زیادی در پی داشت . مسوولان طبق معمول انکار و تهدید کردند و برخی نیز دچار اضطراب شده بودند که اگر طبیب ما این است وای به ...

به هر حال این یادداشت در ادامه ی آن گزارش سعی داشت شتابزده و کدخدامنشانه (هر چند که خودم از منتقدان سرسخت پزشکی امروز و پزشکی ایران هستم ) به مساله بپردازد .

با پوزش از غیبت دو ماهه

سخني از پست و بلند پزشكي ما

 

و بدان كه در طب عجايب ها ساخته اند و تركيب هاي عجب . و علمي نافع است . و باشد كه مردي در بلايي گرفتار بود و از عمر نااميد بود و از عيالان و املاك طمع برداشته ، دانايي مداواتي كند و به سبب آن جان وي از آن علت و غم برهاند. ...

گويند ابوعلي سينا در شام بود .جنازه يي برآوردند مرده يي بر آن . گفت : اين را چه مي كنيد ؟ گفتند : دفن مي كنيم . گفت : اين زنده است وي را دفن مكنيد . سه روز رها كردند وي در حركت آمد و برخاست . وي را گفتند : چون بدانستي كه وي زنده است در كفن ؟ گفت : هر دو زانوش راست بود .اگر باز افتاده بودي مرده بودي . پس زيركي وي بدانستندي و معروف شدي .

عجايب نامه محمد ابن محمود همداني

در شماره ي قبل نامه گناباد گزارشي به چاپ رسيد كه حرف و حديث و سروصداهاي زيادي در پي داشت . عده ي زيادي از مردم نسبت به آن واكنش نشان دادند . برخي مي خواستند بر آمار ارايه شده در آن بيفزايند و برخي دچار اضطراب و سردرگمي شدند كه حالا اگر از سر اجبار گذرشان به بيمارستان و اتاق عمل و داروخانه و مطب و .. افتاد چه بكنند ؟ برخي از مسوولان و دست اندركاران نيز به مقتضاي حرفه يي و صنفي خود اعتراض كردند . بعضي افراد هم از اين آمار و اخبار بهت زده شدند كه مگر ممكن است چنين باشد و گروهي نيز بر قلم و جسارت نگارنده ي مطلب آفرين گفتند  .خلاصه هر كس به طريقي در گير اين گزارش شد .اما دليل اين طيف وسيع مخاطب و تاثير گذاري اين مطلب چيست ؟


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط ابوالفضل حسینی در شنبه هفتم دی 1387 و ساعت 17:47 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar