دكل


داخلي-روز – اتاق نمور يك خانه ي روستايي
دختري 26 ساله سرش را به يك قالي كه به دار قالي بسته شده تكيه داده و دست هايش را در نخ هاي دار قالي چنگ كرده است .
صداي مردانه يي از اتاق مجاور با حالتي فرياد گونه :
صديق ... آي صديق ... ( صدا نزديك تر شده ، مرد وارد اتاق شده است ) تصوير مرد به صورت سايه ي تاريكي در آستانه در ديده مي شود . مرد لباسي را به طرف دختر پرت مي كند و با لحني تحكم آميز مي گويد : صديق ... چرا جواب نمي دي ... بلند شو اين پيراهن منو بشور ... پاشو كه لازمش دارم ...
ادامه مطلب
|
+| نوشته شده توسط ابوالفضل حسینی در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387 و ساعت 5:2 |