| خانه | آرشيو | پست الکترونيک |
|
درباره ی آخرالزمان(آژوکالیپتو) آخرین ساخته مل گیبسون
آپوکالیپتو منصفانه نیست اگر بگوییم مل گیبسون فیلم خوبی نساخته است . او فیلمی ساخته برای دیدن؛ آپوکالیپتو ساخته شده تا هم تماشاگر عام و هم منتقدان را راضی نگه دارد؛ اما این که چه قدر توانا بوده جای گفت و گو دارد . اولین بار که به همراه رضا فضلی و ساحره و نوشین فیلم را دیدم تصور کردم تصویر برداری های ریز بی شمار از نماهای واحد و خلق برش های تصویری باریک از حوادث ، به کمک تدوین اعجاب انگیز فیلم تنها به این کار می آید که تما شاگر را مسحور و میخکوب کند. آپوکالیپتو فیلمی متراکم از خلاقیت ها و جذابیت های بصری و سینمایی است. هر لحظه از فیلم خالی نیست و این قابلیت را دارد که بیننده را جا بگذارد. گو این که این مجموعه ی کلکسیونری به کمک دور ترین احتمالات و در خوشبینانه ترین وضعیت ها به هم گره خورده باشد. کیفیت فیلم و نو آوری در خلق جلوه های ویژه و انتخاب لوکیشن های ناب چیزی فراموش شدنی نیست . فیلم تمامن در حرکت و تعقیب و گریز اتفاق می افتد و تنها جایی که ایستایی داریم داخل چاه( جایی که زن و فرزند جگوار پای هستند) و صحنه ی قربان گاه است . آپوکالیپتو آمیزه ای از ژانر وحشت ، اکشن ، پلیسی –جاسوسی و.. است. اما بار دوم که آن را دیدم حدس زدم حتا گیبسون بدش نمی آمده که ورای همه ی این ها حرف های دیگری هم در فیلمش بگنجاند. واقعیت این است که با وجود اشاره ای که ر.ف کرد به نقش پر رنگ مذهب در این فیلم توجه نکرده بودم . . اعتقادات مذهبی در جای جای فیلم رخ نشان می دهد :در تعبیری که از مرگ به سفر می شود ، در جشن بعد از شکار، زمزمه ی زن اسیر، صحبت های اسیران درباره ی دوزخ ، پیشگویی دختر بیمار ، مراسم قربانی و ... .نیک که بنگری مردان قبیله ی بیرق آفتاب به شدت مذهبی هستند و اساسن حمله ی آن ها به قبیله های جنگلی نوعی رویکرد مذهبی دارد چرا که بر طبق اعتقاداتشان آن ها باید قربانیانی به پیشگاه خداوند عرضه کنند تا مورد رحمت و رضایت او قرار گیرند از این دید گاه گیبسون منشا جنگ و خونریزی را اعتقادات خشک و خشن مذهبی و اساسن بنیاد گرایی دینی می داند. اما طبیعت نیز در این فیلم نقش و کارکرد محتوایی و فرمی ویژه ای دارد . طبیعت بارها و بارها به کمک قهرمان فیلم می آید که هم نشان دهنده ی نوعی طرز تفکر و فلسفه ای آمیخته با دین است و هم ساختاری استوره ای- افسانه ای به فیلم می بخشد: وجود چاه در نزدیکی دهکده ی جنگلی - کسوف-لانه ی زنبور-ببر سیاه- قورباغه سمی- آبشار - باتلاق- مورچه ها و... همه و همه به کمک قهرمان می آیند. همه ی این ها قابل تحمل است اما جایی که کاشفان سوار بر کشتی ها می آیند بدترین قسمت فیلم است چرا که به نظر می رسد گیبسون می خواهد تقابلی از تمدن و بدویت - طبیعت و فرهنگ - ایجاد کند و این نوعی گنده گویی است که با ساختار صد در صد بصری فیلم سازگار نیست و کاش بایان فیلم هم به کمک همان خوش بینی گیبسون تمام می شد. در کل با توجه به حضور دو ایرانی در این فیلم (بهروز صفی نیا به عنوان فیلمنامه نویس و کامی عسگر به عنوان صدابردار و تدوین گر صدا) دیدن این فیلم را به همه توصیه می کنم . |+| نوشته شده توسط ابوالفضل حسینی در جمعه بیست و پنجم آبان 1386 و ساعت 23:51 |
اندر احوالات ما
اندر احوالات ما
امسال از سوی یونسکو به نام سال مولانا جلال الدین محمد بلخی نام گذاری شده است.می گویند پس از حماسه ی ملی - میهنی فردوسی (در دوران تاریکی که زبان و فرهنگ فارسی زیر استیلای اعراب در حال انقراض و فراموشی بودِ) مثنوی معنوی در خلاء معنوی آن دوران نوعی حماسه ی معنوی به شمار می آمد که در واقع زنده کننده ی بخش وسیعی از ادبیات و فرهنگ فارسی بود. چندی پیش در روزنامه ی اعتماد خواندم که همسر رجب طیب اردوغان نخست وزیر اسلام گرای ترکیه در دیداری با خانم لورا بوش همسر جرج بوش سه جلد از غزلیات و مثنویات مولانا را به عنوان تحفه ای از فرهنگ سرزمین خود به ایشان هدیه کرد.می دانیم که مولانا را در سطح جهان بیشتر به نام رومی می شناسند در حالی که زاده ی بلخ است و در سنین نوجوانی به همراه پدرش طی سفری دور و دراز در قونیه مسکن می گزیند.حتا تمتم آثار مولانا به زبان فارسی بوده اما حکایت چیست که هیچ کس او را به عنوان شاعر ایرانی نمی شناسد؟ داشتم از ترک ها می گفتم و از این که شهر قونیه به لطف واقع شدن آرام گاه مولانا در آن سالانه شمار زیادی جهانگرد را به خود می پذیرد .ترک ها در اقدامی هوشمندانه مراسم سماع درویشان را که اساسن یکی از شاخصه های فرهنک ایرانی است در صحن آرام گاه مولانا برگذار می کنند تا جاذبه های توریستی فراهم کنند . جالب است بدانید که دولت ترکیه در بازسازی مدرسه ی علمیه ی بلخ که ژدر مولانا در آن به تدریس مشغول بوده و اکنون در افغانستان واقع شده مشارکت می کند .بنابراین ظاهرن حق ترک هاست که مولانا را شاعر ترک قلمداد کنند به خصوص وقتی بدانیم که تنها کاری که در ایران به مناسبت سال مولانا برگزار شد آن هم در اواخر سال 2007 برگزاری یک همایش نیم بند و تصویب طرح دو فوریتی در مجلس برای زیباسازی خیابان مولوی تهران بوده است !!! این گونه است که مثنوی معنوی در امریکا پر تیراژترین کتاب سال می شود و ما هنوز از اقدامات اساسی برای فراهم آوردن شناخت او غافلیم پس حق با ترک هاست و حق ماست !! |+| نوشته شده توسط ابوالفضل حسینی در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386 و ساعت 2:37 |
نغمه های در باد - فیلمنامه
خارجی-روز چیزی از جلوی منبع نور نامعلومی برداشته می شود ، گویی که پلک چشمی باز شده باشد و نور به درون کره چشم و شبکیه هجوم آورده باشد. البته نور آن قدر ها هم شدید نیست که بتوان به درستی لفظ هجوم را به کار برد. (یا دست آخر گویی پرده ای از مقابل عدسی دوربین کنار رفته است و نور برای یک لحظه گونه ای به درون تابیده که مجال ثبت تصویری را نمی دهد .) نوری از لابلای برگ های رقصان درختی دیده می شود. صدای باد .صدای برخورد برگ های درخت با یکدیگر. این ها از چشم ناظری است که زیر درخت ، بر زمین خوابیده. گویی ناظر از خواب کوتاه نیمروزی اش در سایه ی یک درخت برخاسته و رویایی را که دیده در حالتی میان بهت و ناباوری مرور می کند . دوربین از چشم ناظر می نگرد . ناظر از حالت خوابیده برمی خیزد و می نشیند . تصاویری از آسمان و کوه ها و تپه ماهور های اطراف ، گیاهان خودرو و درختان گز جای خود را به برگ های رقصان در باد می دهد . ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط ابوالفضل حسینی در دوشنبه هفتم آبان 1386 و ساعت 23:28 |
![]() |+| نوشته شده توسط ابوالفضل حسینی در شنبه پنجم آبان 1386 و ساعت 1:48 |
خوشه های گندم - فیلمنامه
آسیاب زیر زمینی روستای چاه پالیز در حوالی شهر بجستان روستایی هست به نام چاه پالیز. در حال حاضر بسیاری از سکنه این روستا به شهرها مهاجرت کرده اند. شغل غالب مردم آن کشاورزی و دامداری است.این روستا چند رشته قنات قدیمی دارد و کشت اصلی آن خربزه و صیفی جات و ... است. در این روستا عارضه ای به نام آسیاب آبی وجود دارد که نگارنده اطلاع دقیقی از قدمت و سازنده ی آن ندارد. ظاهرن مردم چاه پالیز هم از چند و چون آن بی اطلاعند . این آسیاب تا چند سال قبل کار می کرده اما اکنون متروک است. آب لازم برای به گردش در آوردن سنگ های آن از قنات روستا تامین می شده است. برای تامین نیروی کافی حفره ای مورب به طول تقریبی 60 متر در درون زمین حفر شده است تا آب از ارتفاع پایین بریزد. آسیابان این آسیاب فردی نا بینا به نام احمد صفدری بوده که اکنون در قید حیات است . ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط ابوالفضل حسینی در شنبه پنجم آبان 1386 و ساعت 1:41 |
شعر2
2 دیر شده باشی آن قدر که کی نباشد وَ باران بزند که چیزی دوباره تَر شود تو کدام وسوسه باشی که تمام نشده باشم من بعضی از روز هایِ تواَم که می خندی براده هایِ برده ترین دختر کلکتی به لحنِ بودرانده ای به زبان در می دراید چه قدر شبیهِ روزهایِ عاشقیِ پدرم شده ام ما کلماتِ باران خورده ی آوازهایِ مردی هستیم که در اتوبان هایِ بزرگِ شهر سیگار می کشید
|+| نوشته شده توسط ابوالفضل حسینی در شنبه پنجم آبان 1386 و ساعت 1:33 |
|+| نوشته شده توسط ابوالفضل حسینی در شنبه پنجم آبان 1386 و ساعت 0:25 |
1 عُق می زند وَ زبانم از اعماق حلقومِ عرق کرده اش قی می شود مردی تمامِ زنده گی اش را بر قوز کرده گیِ افعال بالا می آوارَد نا اتفاق ترین چیزِ معمولیِ دوست داشتنی ام را گم بوده کرده ام وَ بَر صدایِ برهنه ی ِ رقصانی دختری می دَوَ وَ د که لَقَت بزن به تاریخیتِ خطوطِ از نا از تا به بی تا من مفعول ترین دشنام ام به هر چه نمی خندانَدا نَدم وَ عشق زبان-بازیِ زنانِ هرزه ی هرجایی است بر بامِ کلماتم دختری دلوا پَسـاپس می رود وَ کسی درونِ حلقه هایِ مفقودِ زبان ام اتفاق افتاده |+| نوشته شده توسط ابوالفضل حسینی در جمعه چهارم آبان 1386 و ساعت 15:1 |
|
درباره وبلاگ
![]() ابوالفضل حسینی- متولد اسفند ماه 57- داروساز
برداشت و کپی کردن مطالب تنها با ذکر منبع و نام نویسنده مجاز می باشد. منوي اصلي
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازي ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته هاي پيشين
اسفند 1387بهمن 1387 دی 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 آرشيو موضوعي
نقدادبیات هنر جامعه فرهنگ سیاست پيوندهاي روزانه
مرگ شعر / به سوی شعر وضعیتواسازی رفتار جمعی ایرانیان در محرم یادداشت های یک دیوانه برای یک دکتر وقنی گرگ ها به شهر می آیند نظریه ی بحران از درون بحران نظریه آرشيو پيوندها پيوندها
هیچرضا زنگی آبادی آرش شفاعی سمسا رایان انجمن دانشجویان و دانش آموختگان بجستان رویابین ها(سینمایی) نشریه ادبی خوانش روزنامه اعتماد دکتر ناصر فکوهی داریوش آشوری بهزاد خواجات وبلاگ داستان نویسی هفتان مزدک پنجه ای انجمن مجازی-نقد ادبی چیستی شعر علی ربیعی وزیری مازیار نیستانی رخداد روزنامه اعتماد ملی بی بی سی فارسی خبرگزاری ایسنا حمید موذنی-مدارا ابوالفضل حسنی به روز شدگان-اخبار وبلاگ های ادبی تادانه قابیل دمادم-محبوبه میم پایگاه خبری گناباد اسدالله امرایی مرور-ادبیات ایران تاریخ فلسفه فلسفه و حکمت کارگاه نقد -ام به توان دو پس کوچه ها تازه های ادبی نویسه متافیزیک و حضور در دنیای مجازی مجله دیباچه فروپاشی اول شخص مفرد مجله بخارا پسا هفتاد قالپاق پرسش پارسایی اندیشه است فلسفه ذهن در ستایش دیوانگی هنرکده فلسفه مجله ذهن هرمنوتیک زیست شناسی- رضا بختیاری امین بزرگیان- تجربه زیسته مهرداد فلاح روجا-زهره نعیمی توقف ممنوع کوچه فرهنگ-سید رضا صائمی رنگ خیال-مهدی ثابت با نفسهایم جامعه شناسی ایران آنات ماه سو زنده جوب بنیاد مطالعات ایران تنگ ارم اثر گفتمان آگورا شوخی با فرهنگ و اجتماع سفر به دیگری جواد عاطفه خسرو ناقد عمق میدان زلزله ذهن-رضا عظیمیان علی امیری-باران بچه هاي اسماعل سيد پيك مستند فيلم كوتاه قصه خواني- روهولا جمع پراكنده چهل قصه بنياد باران سياهه ي مسير اسكيس تلخ مثل عسل مصطفا فخرايي خواهان صلح زبان شناسي مجله شعر آستان صفاريان فرزان سجودي پل ادبي پياده رو هوش هاي چندگانه- مهدي مرادي رجب بذرافشان زنيدن - سيما سلطاني ديش سپيد-راهي نامه هاي پارسي-مسعود سالاري رضا جمالي حاجياني فرزند كوير-حسين احمد نژاد امير خالقي-به خون ادبيات محض مداد سياه - فرزام شيرزادي نادر نظامي عبدالحسين فخرايي-لب دريايي ها فلان بن هيچكس قلم سبز مازيار بياناتي ايران تياتر كوبه-نيما فرحبخش لوگوس-حميد حياتي پنجره ها
ياهوروزنامه اعتماد ملي گوگل امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |